راه وساختمان

راه ساختمان

1

 

[ یکشنبه دوم آذر 1393 ] [ 14:56 ] [ حسین ولی پوری ] [ ]
مجموعه دکوراسیون داخلی1
 

4

 

7

8

9

منبع:www.patoghv.com

[ شنبه بیستم اردیبهشت 1393 ] [ 17:57 ] [ حسین ولی پوری ] [ ]
مراحل ساخت فونداسیون سازه های اسكلت فلزی

مراحل ساخت فونداسیون سازه های اسكلت فلزی

نكات اجرایی زیرسازی پی :

فرض كنید یك پروژه اسكلت فلزی را بخواهیم به اجرا در آوریم، مراحل اولیه اجرایی شامل ساخت پی مناسب است كه در كلیه پروژه ها تقریباً یكسان اجرا می شود، اما قبل از شرح مختصر مراحل ساخت پی، باید توجه داشت كه ابتدا نقشه فونداسیون را روی زمین پیاده كرد و برای پیاده كردن دقیق آن بایستی جزییات
لازم در نقشه مشخص گردیده باشد.

از جمله سازه به شكل یك شبكه متشكل از محورهای عمود بر هم تقسیم شده باشد و موقعیت محورهای مزبور نسبت به محورها یا نقاط مشخصی نظیر محور جاده، بر زمین بر ساختمان مجاور و غیره تعیین شده باشد. (معمولاً محورهای یك امتداد با اعداد 3،2،1 و... شماره گذاری می شوند و محورهای امتداد دیگر با حروف C-B-A و... مشخص می گردند. همچنین باید توجه داشت ستونها و فونداسیونهایی را كه وضعیت مشابهی از نظر بار وارد شده دارند، با علامت یكسان نشان می دهند : ستون را با حرف C و فونداسیون را با حرف F نشان میدهند. ترسیم مقاطع و نوشتن رقوم زیر فونداسیون، رقوم روی فونداسیون، ارتفاع قسمت های محتلف پی، مشخصات بتن مگر، مشخصات بتن، نوع و قطر كلی كه برای بریدن میلگرد ها مورد نیاز است باید در نقشه مشخص باشد.

قبل از پیاده كردن نقشه روی زمین اگر زمین ناهموار بود یا دارای گیاهان و درختان باشد، باید نقاط مرتفع ناترازی كه مورد نظر است برداشته شود و محوطه از كلیه گیاهان و ریشه ها پاك گردد. سپس شمال جغرافیایی نقشه را با جهت شمال جغرافیایی محلی كه قرار است پروژه در آن اجرا شود منطبق می كنیم ( به این كار توجیه نقشه می گویند) پس از این كار، یكی از محورها را (محور طولی یا عرضی ) كه موقیعت آن روی نقشه مشخص شده است، بر روی زمین، حداقل با دو میخ در ابتدا و انتها، پیاده می كنیم كه به اینامتداد محور مبنا گفته می شود؛ حال سایر محورهای طولی و عرضی را از روی محور مبنامشخص می كنیم (بوسیله میخ چوبی یا فلزی روی زمین) كه با دوربین تیودولیت و برایكارهای كوچك با ریسمان كار و متر و گونیا و شاقول اجرا می شود.

حال اگر بخواهیم محلفونداسیون را خاكبرداری كنیم به ارتفاع خاكبرداری احتیاج داریم كه حتی اگر زمین دارای پستی و بلندی جزیی باشد، نقطه ای كه بصورت مبنا (B. M) باید در محوطه كارگاه مشخص شود ( این نقطه بوسیله بتن و میلگرد در نقطه ای كه دور از آسیب باشد ساخته می شود. )
نكات فنی و اجرایی مربوط به خاكبرداری: داشتن اطلاعات اولیه از زمین و نوع خاك از قبیل : مقاومت فشاری نوع خاك بویژه از نظر ریزشی بودن، وضعیت آب زیرزمینی، عمق یخبندان و سایر ویژگیهای فیزیكی خاك كه با آزمایش از خاك آن محل مشخص می شود، بسیار ضروری است. در خاكبرداری پی هنگام اجرا زیرزمین ممكن است جداره ریزش كند یا اینكه زیر پی مجاور خالی شود كه با وسایل مختلفی باید شمع بندی و حفاظت جداره صورت گیرد؛ به طوری كه مقاومت كافی در برابر بارهای وارده داشته باشد یكی از راه حلهای جلوگیری از ریزش خاك و پی ساختمان مجاور، اجرای جز به جز است كه ابتدا محل فونداسیون ستونها اجرا شود و در مرحله بعدی، پس از حفاری تدریجی، اجزای دیگر دیوارسازی انجام گیرد.

نكات فنی و اجرایی مربوط به خاكریزی و زیرسازی فونداسیون : چاههای متروكه با شفته مناسب پر می شوند و در صورت برخورد محل با قنات متروكه، باید از پی مركب یا پی تخت استفاده كرد یا روی قنات را با دال بتن محافظ پوشاند. از خاكهای نباتی برای خاكریزی نباید استفاده كرد. ضخامت قشرهای خاكریز برای انجام تراكم 15 تا 20 سانتیمتر است. برای انجام تراكم باید مقداری آب به خاك اضافه كنیم و با غلتكهای مناسب آن را متراكم نماییم، البته خاكریزی و تراكم فقط برای محوطه سازی و كف سازی است و خاكریزی زیر فونداسیون مجاز نمی باشد. در برخی موارد، برای حفظ زیر بتن مگر، ناچار به زیرسازی فونداسیون هستیم، اما ممكن است ضخامت زیرسازی كم باشد (حدود 30 سانتیمتر) در این صورت می توان با افزایش ضخامت بتن مگر، زیرسازی را انجام داد و در صورت زیاد بودن ارتفاع زیرسازی، می توان با حفظ اصول فنی لاشه چینی سنگ با ملات ماسه سیمان انجام داد.

بتن مگر چیست؟
بتن با عیار كم سیمان زیر فونداسیون كه بتن نظافت نیز نامیده می شود، معمولاً به ضخامت 10 تا 15 سانتیمتر و از هر طرف 10 تا 15 سانتیمتر بزرگتر از خود فونداسیون ریخته میشود.

قالب بندی فونداسیون چگونه است؟
قالب بندی باید از تخته سالم بدون گره به ضخامت حداقل 5/2 سانتیمتر یا ورقه های فلزی صاف یا از قالب آجری (تیغه 11 سانتیمتری آجری یا 22 با اندود ماسه سیمان برای جلوگیری از خروج شیره بتن) صورت گیرد. لازم به یادآوری است كه پی های عادی را می توان با قرار دادن ورقه پلاستیكی (نایلون) در جداره خاكبرداری از آن به عنوان قالب استفاده كرد.

تذكر: در آرماتور بندی فاصله میله گردها تا سطح آزاد بتن در مورد فونداسیون نباید از 4 سانتیمتر كمتر باشد.
اتصال مفصلی تیر به ستون در سازه های فولادی

برای ایجاد اتصال مفصلی تیر به ستون در سازه های فولادی می توان از نبشی به عنوان قطعه اتصال دهنده بهره برد. نبشی قطعه ای می باشد که به خودی خود دارای مقاومت خمشی خیلی ناچیزی است ، مگر آنکه توسط قطعات دیگری مانند لچکی مقاومت خمشی آنرا افزایش دهیم.
جهت اجرای این نوع اتصال ابتدا نبشی زیر سری ( نشيمن ) در روی زمین بر روی ستون در کد ارتفاعی مورد نظر جوش داده می شود. در جوشکاری این قطعه بایستی به این نکته دقت داشت که تمام سطوح تماس نبشی به ستون جوش داده نشود. نحوه جوشکاری این نبشی به اين صورت می باشد که سطوح قائم آن به صورت کامل جوشکاری می شود و سطح مماسی افقی در طرفین نبشی به اندازه 20% ارتفاع جوش قائم ، جوشکاری می شود.

اين عمل بدان سبب انجام می پذيرد تا نبشی جوش داده شده دارای مقاومت پیچشی نباشد. البته متاسفانه در اکثر سازه های فولادی ديده می شود که تمامس سطوح تماس نبشی جوش داده می شود که باعث ایجاد جریان پیچش در ستون می شود بدون آنکه نبشی دارای مقاومت پیچشی داشته باشد.
بعد از استوار کردن ستونها و قرار گیری تیرها ، نبشی زير سری به صورت کامل به بال زيرین جوش داده می شود. البته برای خودداری از جوشکاری سر بالا می توان طول نبشی را از عرض بال بیشتر در نظر گرفت تا جوشکار به راحتی عمل جوشکاری را اجرا کند. سپس محل نبشی بالاسری ( زبرین ) از یک طرف به ستون و از طرف دیگر به بال فوقانی تیر جوش داده می شود. جوشکاری این نبشی نیز بدین صورت می باشد که فقط بایستی سطح مماس افقی نبشی بر روی ستون و پیشانی نبشی بر روی بال فوقانی جوش داده شوند.

شایان ذکر می باشد که از به کار بردن هر گونه نبشی اتصال جان تبر به ستون بایستی خودداری کرد.
در ضمن در این نوع اتصال ، فقط نبشی زیر سری جزء قطعات محاسباتی می باشد و بایستی مشخصات نبشی به همراه طول جوش مورد نیاز با توجه به نیروی محوری وارده به تیر محاسبه شود. اما نبشی بالاسری قطعه محاسباتی نبوده و صرفا نقش تکیه گاهی دارد.

بتن و فولاد

بتن و فولاد دو نوع مصالحی هستند که امروزه بیشتر از سایر مصالح در ساختمان انواع بناها از قبیل ساختمان پلها،ساختمان سدها، ساختمان متروها،ساختمان فرودگاه ها و ساختمان بناهای مسکونی و اداری و غیره به کار برده می شوند.و شاید به جرأت می توان گفت که بدون این دو پیشرفت جوامع بشری به شکل کنونی میسر نبود.با توجه به اهدافی که از ساخت یک بنا دنبال می شود،بتن و فولاد به تنهایی و یا به صورت مکمل کار برد پیدا می کنند. فولاد به لحاظ اینکه در شرایط به دقت کنترل شده ای تولید می شود و مشخصات و خواص آن از قبیل تعیین و با آزمایشات متعددی کنترل می شود،دارای کاربری آسانتر از بتن است. اما بتن در یک شرایط کاملا متفاوتی با توجه به پارامتر های مختلف از قبیل نوع سیمان،نوع مصالح و شرایط آب و هوایی تولید و استفاده می شود و عدم اطلاع کافی از خواص مواد تشکیل دهنده بتن و نحوه تولید و کاربرد آن می تواند ضایعات جبران ناپذیری را به دنبال داشته باشد.

با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی در قرن اخیر، علم شناخت انواع بتن و خواص آنها نیز توسعه قابل ملاحظه ای داشته است، به نحوی که امروزه انواع مختلف بتن با مصالح مختلف تولید و استفاده می شود و هر یک خواص و کاربری مخصوص به خود را داراست.هم اکنون انواع مختلفی از سیمانها که حاوی پوزولانها ،خاکستر بادی،سرباره کوره های آهن گدازی،سولفورها،پلیمرها،الیافهای مختلف،و افزودنیهای متفاوتی هستند،تولید می شد. ضمن اینکه تولید انواع بتن نیز با استفاده از حرارت،بخار،اتوکلاو،تخلیه هوا،فشار هیدرولیکی،ویبره و قالب انجام می گیرد.

بتن به طور کلی محصولی است که از اختلاط آب با سیمان آبی و سنگدانه های مختلف در اثر واکنش آب با سیمان در شرایط محیطی خاصی به دست می آیدو دارای ویژگیهای خاص است.

اولین سؤالی که پیش می آید این است که چه رابطه ای بین تشکیل دهنده بتن باید وجود داشته باشد تا یک بتن خوب به دست آید و اصولا بتن خوب دارای چه شرایط و ویژگیهایی است. رابطه بین اجزاء تشکیل دهنده بتن،در خواص فیزیکی و شیمیایی و همچنین نسبت اختلاط آنها با هم است.چه اگر مصالح یا آب و سیمانی با خواصی مناسب بتن با هم مخلوط گردند و در شرایط و محیطی مناسب به عمل آیند،یقینا بتن خوبی حاصل می شودو اصولا بتن خوب، بتنی است که دارای مقاومت فشاری دلخواه و رضایت بخشی باشد. رسیدن به یک مقاومت فشاری دلخواه و رضایت بخش بدین معناست که سایر خواص بتن مانند مقاومت کششی، وزن مخصوص، مقاومت دربرابر سایش، نفوذ ناپذیری، دوام، مقاومت دربرابر سولفاتها و ... نیز همسو با مقاومت فشاری، بهبود یافته و متناسب می شوند.

اگر چه شناخت مصالح مورد مصرف در ساخت بتن و همچنین خواص مختلف بتن کار آسانی نیست اما سعی می شود به خواص عمومی مصالح و همچنین بتن پرداخته شود.

بتن اینک با گذشت بیش از 170 سال از پیدایش سیمان پرتلند به صورت کنونی توسط یک بنّای لیدزی، دستخوش تحولات و پیشرفتهای شگرفی شده است.در دسترس بودن مصالح آن، دوام نسبتاً زیاد و نیاز به ساخت و سازهای فراوان سازه های بتنی چون ساختمان ها، پل ها، تونل ها، سدها، اسکله ها، راه ها و سایر سازه های خاص دیگر، این ماده را بسیار پر مصرف نموده است.

اینک حدود سه تا چهار دهه است که کاربرد این ماده ارزشمند در شرایط ویژه و خاص مورد توجه کاربران آن گشته است. اکنون کاملاً مشخص شده است که توجه به مقاومت تنها به عنوان یک معیار برای طرح بتن برای محیطهای مختلف و کاربریهای متفاوت نمی تواند جوابگوی مشکلاتی باشد که در درازمدت در سازه های بتنی ایجاد می گردد. چند سالی است که مسأله پایایی و دوام بتن در محیط های مختلف و به ویژه خورنده برای بتن و بتن مسلح مورد توجه خاص قرار گرفته است.مشاهده خرابی هایی با عوامل فیزیکی و شیمیایی در بتن ها در اکثر نقاط جهان و با شدتی بیشتر در کشور های در حال توسعه، افکار را به سمت طرح بتن هایی با ویژگی خاص و با دوام لازم سوق داده است. در این راستا در پاره ای از کشورها مشخصات و دستورالعمل ها واستانداردهایی نیز برای طرح بتن با عملکرد بالا تهیه شده و طراحان و مجریان در بعضی از این کشورهای پیشرفته ملزم به رعایت این دستورالعمل ها گشته اند.

در مواد تشکیل دهنده بتن نیز تحولات شگرفی حاصل شده است. استفاده از افزودنی های مختلف به عنوان ماده چهارم بتن، گسترش وسیعی یافته و در پاره ای از کشورها دیگر بتنی بدون استفاده از یک افزودنی در آن ساخته نمی شود. استفاده از سیمان های مختلف با خواص جدید و سیمان های مخلوط با مواد پوزولانی و نیز زائده های کارخانه های صنعتی روز به روز بیشتر شده و امید است که بتواند تحولی عظیم در صنعت بتن چه از نقطه نظر اقتصادی و چه از نظر دوام و نیز حفظ محیط زیست در قرن آینده بوجود آورد.

�در سازه های بتنی مسلح نیز جهت پرهیز از خوردگی آرماتور فولادی از مواد دیگری چون فولاد ضد زنگ و نیز مواد پلاستیکی و پلیمری (FRP) استفاده می شود که گسترش آن منوط به عملکرد آن در دراز مدت گشته است. با توجه به نیاز روز افزون به بتن های خاص که بتوانند عملکرد قابل و مناسبی در شرایط ویژه داشته باشند،سعی شده است تا در این مقاله به پاره ای از این بتن ها اشاره گردد. کاربرد مواد افزودنی به ویژه فوق روان کننده ها و نیز مواد پوزولانی به ویژه دوده سیلیس در تولید بتن با مقاومت زیاد و با عملکرد خوب مختصراً آورده می شود. بتن های خیلی روان که تحولی در اجرا پدید آورده است و نیز بتن های با نرمی بالا برای تحمل ضربه و نیروهای ناشی از زلزله نیز از مواردی است که باید به آنها اشاره نمود. کوشش های فراوان برای مبارزه با مسأله خوردگی آرماتور در بتن و راه حل ها و ارائه مواد جدید نیز در اواخر سالهای قرن بیستم پیشرفت شتابنده ای داشته است که به آنها اشاره خواهد شد.
افزودنی های خاص در شرایط ویژه :

برای ساخت بتن های ویژه در شرایط خاص نیاز به استفاده از افزودنی های مختلفی می باشد. پس از پیدایش مواد افزودنی حباب هواساز در سالهای 1940 کاربرد این ماده در هوای سرد و در مناطقی که دمای هوا متناوباً به زیر صفر رفته و آب بتن یخ می زند، رونق بسیار یافت. این ماده امروز یکی از پر مصرف ترین افزودنی ها در مناطق سرد نظیر شمال آمریکا و کانادا و بعضی کشورهای اروپایی است.

ساخت افزودنی های فوق روان کننده که ابتدا نوع نفتالین فرمالدئید آن در سالهای 1960 در ژاپن و سپس نوع ملامین آن بعداً در آلمان به بازار آمد شاید نقطه عطفی بود که در صنعت افزودنی ها در بتن پیش آمد. ابتدا این مواد برای کاستن آب و به دست آوردن کارایی ثابت به کار گرفته شد و چند سال بعد با پیدایش بتن های با مقاومت زیاد نقش این افزودنی اهمیت بیشتری یافت. امروزه بتن های مختلفی برای منظور ها و خواص ویژه و نیز به منظور مصرف در شرایط خاص با این مواد ساخته می شود که ازمیان آنها به ساخت بتن های با مقاومت زیاد، بتن های با دوام زیاد، بتن های با مواد پوزولانی زیاد (سرباره کوره های آهن گدازی و خاکستر بادی)، بتن های با کارایی بالا، بتن های با الیاف و بتن های زیر آب و ضد شسته شدن می توان اشاره نمود.

بتن های با کارآیی بسیار زیاد که چند سالی است از پیدایش آن در جهان و برای اولین بار در ژاپن نمی گذرد، تحول جدیدی در صنعت ساخت و ساز بتنی ایجاد کرده است. این بتن که نیاز به لرزاندن نداشته و خود به خود متراکم می گردد، مشکل لرزاندن در قالب های با آرماتور انبوه و محلهای مشکل برای ایجاد تراکم را حل نموده است. این بتن علیرغم کارایی بسیار زیاد خطر جدایی سنگدانه ها و خمیر بتن را نداشته و ضمن ثابت بودن کارایی و اسلامپ تامدتی طولانی می تواند بتنی با مقاومت زیاد و دوام و پایاپی مناسب ایجاد کند. در طرح اختلاط این بتن باید نسبت های خاصی را رعایت نمود. به عنوان مثال شن حدود 50 درصد حجم مواد جامد بتن را تشکیل داده و ماسه حدود 40 درصد حجم ملات انتخاب می شود. نسبت آب به مواد ریزدانه و پودری بر اساس خواص مواد ریز بین 9/0 تا 1 می باشد. با روش آزمون و خطا نسبت دقیق آب به سیمان و مقدار ماده فوق روان کننده مخصوص برای مصالح مختلف تعیین می گردد. از این بتن با استفاده از افزودنی دیگری که گرانروی بتن را می افزاید در زیر آب استفاده شده است.

 

 

منبع : سايت civilz.com

 

[ شنبه بیستم اردیبهشت 1393 ] [ 17:49 ] [ حسین ولی پوری ] [ ]
اسكلت بندي ساختمان:

اسكلت بندي ساختمان:

عموما"به علت كمبودن مقاومت فشاري و عدم مقاومت كششي مصالح آجري ساختمانها،

مهندسين از ايجاد بناهاي مرتفع در قالب فوق معذورند لذا بر آن شدند كه مشكل فوق را بوسيله ايجاد اسكلت بر طرف نمايند 

اسكلت فلزي:

در ساختمانهائي كه از اسكلت فلزي استفاده مي شود براي ستونها از تيرآهنهاي I شكل دوبل و يا بال پهن هاي تكي و براي تيرها از تيرآهنهاي I شكل تك كه بصورت لانه زنبوري درآمده و همچنين براي ساير اتصالات از نبشي و تسمه  و جهت اتصال قطعات فلزي به يكديگر از جوش استفاده مي شود.

1- ستونهاي باربر:

ستونهاي فلزي در اشكال مختلف و از پروفيلهاي گوناگون ساخته مي شوند. معمولا" براي ساختن ستون بيشتر از تيرآهن و ناوداني استفاده مي گردد. در صورت نبود برخي از تيرآهنها با اتصال برخي ديگر از انواع پروفيلها به يكديگر مي توان ستونهاي باربر بوحود آورد.

در مواردي كه از ستون نيروي فشاري زياد خواسته شود، دو پروفيل( مثل تيرآهن) با آكس مشخص بوسيله ورق و يا تسمه به يكديگر متصل مي شود. ستون در اين حالت داراي مقاومت فشاري كافي مي باشد.    

2- اتصالات در ساختمانهاي فلزي:

در ساختمانهاي فلزي تيرها وستونها به دو شكل گيردار يا مفصلي به هم متصل مي شوند:

2-1- اتصال مفصلي (ساده):

موقعي كه در محل اتصال، لنگر خمشي وجود نداشته باشد، از اتصال مفصلي استفاده مي گردد. در اين نوع اتصال گره هاي اتصال آزاد است و حول يك خار مغزي دوران مي نمايد. برتري اين روش سرعت عمل و آزادي گره ها مي باشد.

 

2-2- اتصال گيردار:

در اين اتصال بر خلاف اتصال ساده، نبشي در ناحيه بالا قويتر از نبشي زير پل مي باشد و نيز مي توان به جاي نبشي در ناحيه بالا از ورق استفاده كرد.

شكل زير دو نوع اتصال ساده و گيردار را نشان مي دهد.


 3- نحوه اتصال قطعات فولادي در ساختمانهاي فلزي:

3-1- اتصال با پيچ ومهره:

از نظر نصب و اتصال در ساختمان پلها و نظاير آن پيچ از سريع ترين و عملي ترين وسيله اجراي اتصالات ساختماني است و اجرا كنندگان و پيمانكاران ساختماني اين نوع اتصال را از نظر آساني و سرعت اجرا بر اتصالات ديگر ترجيح مي دهند.

پيچها به چند دسته تقسيم مي شوند:

1-  پيچهاي معمولي: كه آنها را پيچ خام يا پيچ ساده مي نامند. سوراخهائي كه براي نصب اين نوع پيچ استفاده مي شود حدود 2 تا 3 ميليمتر از قطر پيچ بزرگتر است. عيب اين پيچها اين است كه سوراخ خود را پر نمي كنند.

2-   پيچهاي دقيق ساختماني: كه از فولاد با مشخصات بهتري ساخته مي شود. دقت ابعاد آنها زياد و لقي آنها نيز در سوراخ كم و در حدود 3/0 تا 5/0 ميليمتر مي باشد.

3-   پيچهاي پيشتنيده: طرز عمل اين نوع پيچها با ساير پيچهاي ديگر تفاوتهاي بسيلري دارد. اين پيچها قطعات فلزي مورد اتصال را به يكديگر مي فشارند و معمولا" اين پيچها از فولاد اعلا با مقاومت چند برابر پيچهاي معمولي ساخته مي شوند كه در ساختمانهاي مرتفع و اسكله و جرثقيلها بكار مي رود.

3-2- اتصال با جوش:

جوش بعنوان يك وسيله اتصال اهميت زيادي دارد و بطور كلي چه از نظرصرفه جوئي وچه از نظر خواص ساختماني ديگر جاي پيچ را به تدريج گرفته است.

از نظر استحكام و يكپارچگي، جوش بايد توسط مهندسين محاسبه شود. اتصال جوش داراي ظرفيت و ظرافت بيشتر و در اغلب موارد از نظر وزن مصالح نيز مرقون به صرفه است.       

4- اتصال نبشيهاي زير پل به ستون:

بعد از متصل نمودن پروفيلها به يكديگر و بوجود آمدن ستون، نبشي زيرپلها در جاي خود براي هر طبقه به ستون جوش مي شود. در مواردي جهت استحكام بيشتر در داخل نبشي يك لچكي جوش مي شود. در اين حالت كاربرد نبشي جهت انتقال نيرو از پل به ستون مي باشد و پس از استقرار ستون بر روي صفحه ستون مرحله اتصالات پل به ستون بوجود مي آيد و بعد از قرار گرفتن پل بر روي نبشي و جوشكاري آن نبشي بالاي پل به پل و ستون جوش مي شود. 

5- اتصال پل به ستون توسط نبشي و لچكي:

 اگر خواسته شود پل با ستون در حالت گيردار كامل باشد پس از نصب نبشي بر ستون و

استقرار پل در محل خود در داخل نبشي يك لچكي جوش مي شود.

معمولا" سطحي از ورق لچكي ستون را نيز مي پوشاند. بديهي است اين اتصال در نوع خود كاملترين اتصال پل به ستون مي باشد.

 

6- اتصال تيرهاي پوشش به پلها:

تير پوشش يا تيرچه در حالت ساده و يا زبانه شده بوسيله نبشي به پل وصل مي شود. در مواردي كه نمره تيرآهن پل از تير پوشش بيشتر باشد عمل زبانه كردن در ناحيه بال، بالاي تير پوشش انجام مي شود. در اين حالت مقدار ملات موزائيك فرش در تمام سطوح يكنواخت مي باشد.

چنانچه در بال پائين تير پوشش زبانه انجام شده و نمره تير پوشش از تيرآهن پل كمتر باشد، ضخامت ملات ماسه سيمان زير موزائيك فرش زياد شده، و اين امر هم در فرش كردن كف اشكال بوجود مي آورد و هم وزن سقف افزايش مي يابد اما اگر پل در زير ديوار واقع شود سطح زير سقف ناصاف و غير يكنواخت خواهد شد. براي جلوگيري از سنگين شدن سقف از مواد سبك مانند پوكه استفاده مي شود.

در اتصالات مرحله اول بايد سقف كاذب ساخته شود وگرنه در بعضي از قسمتها پلها از زير پوشش سقف پائين تر مي آيد. همچنين در مرحله دوم كه زبانه تير پوشش در ناحيه بال پائين انجام مي گردد نمره پل با تيرآهن پوشش نبايد از 1 الي 2 نمره تجاوز نمايد. چنانچه اين فاصله زياد گردد همان سنگيني ملات موزائيك فرش بوجود مي آيد.

 

7- وصله تيرها:

دو تيرآهن و يا پروفيل كه بايستي وصله شوند در امتداد يكديگر قرار گرفته و به كمك ورقهائي بر روي بال و جان به يكديگر جوش داده مي شوند. بعد از عمليات جوشكاري، سطح جوشكاري شده را سنگ مي زنند.

 

8- وصله ستونها:

اتصال دو ستون به يكديگر معمولا"در ارتفاع بين 50 تا 60 سانتيمتر بالاتر از پوشش انجام مي شود.

 اگر اتصال ستون بالا به ستون پائين در ناحيه مفصل انجام گردد، خطراتي در برابر زلزله و يا حركات ارتعاشي ناشي از زمين براي آن ناحيه پيش خواهد آمد. بدين علت است كه وسله نمودن دو ستون در ارتفاعي بالاتر از پوشش طبقه دوم و آن هم به اندازه تقريبي 167/0 ارتفاع هر طبقه خواهد بود. نكته قابل توجه اين است كه قبل از قرار گرفتن ستون فوقاني بر روي ستون تحتاني بايستي محل نشستن ستون بالا بر روي ستون زيري پخ زده شود و درز آن جوش گلويي خورده و پليت 40 سانتيمتري روي ان جوش شود.


9- تيرهاي زير پله:

براي اتصالات تيرآهن زير پله به ترتيب زير غمل مي شود:

ابتدا از روي نقشه محل پله و يا پاگرد در طول فضاي پله بوسيله خط طراز از بنچ مارك مشخص شده سپس از تقاطع پاگرد با لبه انتهائي پله در محل پاگرد اولين ارتفاع بوسيله گونيا تا اندازه معلوم رسم مي شود. سپس كف پله به اندازه مشخص شده آن روي نقشه بر روي ديوار بوسيله گچ مشخص شده و عمل تعيين ارتفاع و كف پله ها انجام مي شود. سپ ضخامت ملات زير پله و پله تعيين شده و بعد از اين مرحله تيرآهن زير پله به كمك خط مشخص شده بر روي ديوار نصب مي شود.

طرز ساختن الگو:

 از روي خميدگي و زواياي تيرآهن زير پله به كمك خط مشخص شده بر روي ديوار با مقوا الگو گرفته مي شود و پس از رسم الگو بر روي ورق بوسيله قيچي بريده مي شود. پس از ساختن الگو محل خميدگي تيرآهن از ناحيه بال به شكل مثلث تا نزديكي بال ديگر بريده شده و محل مذكور حرارت داده مي شود. سپس در قسمتي كه بايد تحت زاويه معلوم خم شود با پتك كوبيده و خمش تيرآهن زير پله بوجود مي آيد. بعد از اين مرحله ورقي برابر خمش زاويه در دو طرف تيرآهن زير پله جوش مي گردد و آماده نصب بر پل مي شود.

10- بادبندها:

در اتصالات بادبندي پرفيلهائي به صورت چپ و راست،هفت وهشت وK شكل جهت مهار قاب فلزي پيش بيني مي شود. چگونگي اجراي اتصال چپ و راست بادبند در گوشه ها با قاب فلزي با يك صفحه انجام مي گيرد.

 بادبند كه مهار كننده اصلي در قاب فلزي مي باشد در سطح صاف روي زمين بوسيله ورق مربع-مستطيل در ناحيه وسط جوش مي شود. بادبندها به وسيله جرثقيلها و يا طناب به بالا كشيده شده و در محل اتصال ورق مربع شكل به ستون و پل جوش مي گردد. براي ساختن بادبند از پروفيلهاي ناوداني، نبشي، تسمه و ميلگرد استفاده مي شود.

 

[ شنبه بیستم اردیبهشت 1393 ] [ 17:48 ] [ حسین ولی پوری ] [ ]
خرپا

خرپا سازه‌ای صلب از واحدهای مثلثی شکل است که از اتصال اجزای باریک و بلند ساخته شده است. خرپاها توانایی تحمل نیروهای کششی و فشاری را دارند.

خرپاها از جملهٔ ساده‌ترین اعضاء باربر سازه‌ها هستند که در کل به عنوان اعضاء خمشی عمل نموده و در سقف‌ها، پل‌ها، و سازه‌های هوا و فضا مورد استفاده قرار می‌گیرند. دراین گونه سازه‌ها به علت عدم وجود نیروی برشی و لنگر خمشی در تک تک اعضاء متشکله مثلث‌ها اتصالات باید به صورت مفصلی مدل شود.

خرپا بر حسب تعریف از مجموعه‌ای از اعضایی بوجود می‌آید که همگی در یک صفحه قرار داشته و ترکیب آنها یک شبکه مثلثی ایجاد نماید. چون در خرپاها فرض می‌شود که اعضا در انتهای خود به اعضای دیگر لولا شده‌اند بنابر این شکل مثلثی تنها شکل پایدار خواهد بود.

انواع:

خرپاها به سه دسته زیر تقسیم بندی می‌شوند:

  • خرپا ساده: با مفصل نمودن سه عضو در انتهای یکدیگر و ایجاد شکل مثلث ساده تشکیل شده است. توسعه خرپا هر بار با اضافه نمودن دو عضو و یک گره صورت می‌گیرد. اعضای جدید در گره جدید به یکدیگر مفصل شده و انتهای دیگر آنها به گره‌های موجود مفصل می‌گردند.
  • ۲-خرپای مرکب یا Compounded Trusses:این نوع خرپا ترکیبی از چند خرپای ساده است.
  • ۳-خرپاهای پیچیده و مبهم


انواع خرپا خرپاها را در یک تقسیم بندی ساده می‌توان به گونه‌های زیر تقسیم نمود : ۱- خرپای دوبعدی : در این دسته از خرپاها تمامی اعضای خرپا را می‌توان در یک صفحه جای داد. این بدان جهت است که از لحاظ هندسی اختلاف بعدی در نحوه قراگیری و جهت‌گیری اعضا وجود ندارد.بسیاری از طرح‌های کلاسیک خرپا در این دسته جای می‌گیرند. توانایی تحمل تنشها و بارهای صفحه‌ای و حجم و ابعاد متناسب از نقاط قوت این گونه برشمرده می‌شوند. ۲- خرپای این دسته از خرپاها بر خلاف نمونه قبل شامل شبکه‌ای از اعضا و اتصالات‌اند که روی هم حجمی را در برگرفته و در امتداد هر سه محور مختصات امتداد یافته‌اند. قدرت تحمل بارها و تنشهای سه بعدی از مزایای این گونه خرپا به شمار می‌رود که البته این مزایا با هزینه حجیم بودن سازه حاصل می‌گردند. ۳- خرپای چندگانه : این دسته از خرپاها با هدف حذف نقاط ضعف و حفظ نقاط قوت دو گونه قبل ابداع گردیده‌اند. در این گونه از خرپاها معمولاً لینک‌های وسط به صورت تکی و لینک‌های بالا و پایین به صورت دوگانه و یا چندگانه طراحی می‌گردند. قدرت تحمل بارهای صفحه‌ای و مقاومت خمشی و کمانشی مناسب در جهات گوناگون، در عین حفظ ابعاد متناسب از جمله نقاط قوت این گونه‌اند.

منبع

  • اخوان لیل آبادی، محمد رضا، طاحونی، شاپور، تحلیل سازه‌ها، انتشارات جهاد دانشگاهی واحد صنعتی امیر کبیر، تهران ۱۳۸۴. ISBN 964-6096

 

 

[ شنبه بیستم اردیبهشت 1393 ] [ 17:47 ] [ حسین ولی پوری ] [ ]
آشنایی با مونوریل

تک‌ریل کوالالامپور

 

تک‌ریل درحال احداث در قم

تک‌ریل در لاس وگاس

 

 

 

 

حمل ‌و‌ نقل:

سابقه ساخت مونوریل به سال‌های آخر قرن 19 میلادی باز می‌گردد. زمانی که تب استفاده از ریل و وسایل نقلیه‌ای که روی ریل حرکت می‌کنند در دنیا بالا گرفته بود.

در همین سال‌ها چندین طرح مطرح شد که در آن وسیله‌های نقلیه‌ای با دو چرخ فلزی روی یک ریل حرکت می‌کردند.

شاید بتوان گفت منوریل از خاصیت مدرن بودنش هم ضرر می‌کند و هم بهره می‌برد. آنهایی که طرفدار منوریل هستند، اغلب شیفته ظاهر مدرن آن شده‌اند که نویدبخش دنیایی فانتزی در آینده است و آنهایی هم که منوریل را دوست نمی‌دارند، اغلب آن را فانتزی‌تر از آن می‌دانند که بتوانند به عنوان یک وسیله حمل و نقل عمومی به حساب آورند.

منوریل سالیان سال است که در نقاط مختلف دنیا به عنوان وسیله‌ای فانتزی در پارک‌های بازی و سرزمین‌های عجایب به کار می‌رود. ایده چنین استفاده‌ای از منوریل هم نخستین بار به ذهن والت دیزنی رسید. او در سال 1959 میلادی نخستین منوریل آمریکا را در پارک معروف خود، دیزنی‌لند راه‌اندازی کرد.

این کار او سبب شد بازدیدکنندگان زیادی از نقاط مختلف آمریکا به دیزنی‌لند بیایند تا این وسیله نقلیه عجیب را ببینند و سوار شوند. اما منوریل در همین مرحله ماند و هیچ‌گاه به طور جدی از پارک‌های فانتزی خارج نشد.

سالیان سال است که مردم دنیا به منوریل به چشم وسیله نقلیه آینده می‌نگرند. وسیله نقلیه‌ای که در عصر سفینه‌های فضایی و روبات‌های آدم‌نما مردم را جابه‌جا می‌کند.مونوریل‌های جدید تکیه‌شان روی یک میله بلند جامد، به عنوان سطح پیش‌برنده است. در حال حاضر دو تکنولوژزی برای مونوریل وجود دارد: straddle beam‌ یا همان قطارهای تک ریلی و معلق.

رایج‌ترین نوع مونوریل در زمان حال، همان Straddle Beam‌ها هستند. در این نوع مونوریل‌ها یک میله تقویت‌شده به پهنای 60 تا 90 سانتی‌متر در میانه تحتانی قطار قرار دارد. یک لاستیک از بالا به این میله متصل است که این دو قسمت با هم تعادل قطار را حفظ می‌کنند.

تقریبا تمام مونوریل‌های مدرن با نیروی الکتریسیته کار می‌کنند. در برخی مونوریل‌ها از نیروی الکترومغناطیس برای پایدار نگه‌داشتن قطار استفاده می‌شود. یعنی نیروی مغناطیسی نمی‌گذارد که قطار روی ریل منحرف شود یا در مونوریل‌های معلق، به زمین بیفتد.

استفاده از نیروی الکترومغناطیس سبب می‌شود مونوریل‌ها با اطمینان بیشتری بتوانند حرکت کنند و در نتیجه سرعت هم در آنها بالا برود. هم‌اکنون سریع‌ترین مونوریلی که ساخته شده است، 501 کیلومتر بر ساعت سرعت دارد.

یکی از قدیمی‌ترین مونوریل‌های جهان که هنوز هم فعالیت می‌کند، مونوریل "ووپرتال" Wuppertal در آلمان است. این سیستم مونوریل از سال 1901 تاکنون فعال بوده است. البته در طراحی این سیستم اشکالاتی هم وجود دارد. مثلا نمی‌توان از یک خط قطاری را روی خط دیگری فرستاد.

البته قابلیت تغییر خط هنوز در بسیاری از سیستم‌های مونوریل در دنیا ایجاد نشده است. یعنی یک قطار تنها می‌تواند روی یک مسیر حرکت کند. به همین دلیل در بسیاری از خطوط مونوریل موجود از یک سیستم چرخشی استفاده می‌شود که ابتدا و انتهای آن به هم متصل است و به همین دلیل نیازی به تغییر خط نیست.

مزایا و معایب

نخستین حسن مونوریل شاید این باشد که معمولاً سیستم‌های حمل‌و‌نقل ریلی نسبت به انواع دیگر سیستم‌های حمل‌و‌نقل فضای کمتری را اشغال می‌کنند. مونوریل هم از این قاعده مستثنی نیست. به ویژه این که مونوریل‌ها روی زمین تنها به فضاهایی برای قرار گرفتن پایه‌ها نیاز دارند.

مونوریل‌های مدرنی که از لاستیک در چرخ‌خایشان استفاده می‌کنند به مراتب آرام‌تر و بی سرو صداتر از مونوریل‌های سابق هستند.

یکی دیگر از حسن‌های مونوریل ایمن بودن بالای آن است. به خاطر سیستم‌های به کار رفته در طراحی مونوریل، مثل سیستم‌های الکترومغناطیسی، قطارهای مونوریل هیچ‌گاه از خط خارج نمی‌شوند، مگر اینکه برای ریل‌ها مشکلی پیش بیاید.

اما همین حسن‌ها خود سبب برخی عیب‌ها هم می‌شوند. قطارهای مونوریل نمی‌توانند روی هیچ خط ریلی دیگری حرکت کنند، در نتیجه سرویس‌ده یبه مونوریل با کمک خط‌های موجود ریلی غیرممکن است.

در موارد اضطراری مسافران مونوریل نمی‌توانند با سرعت از محوطه دور شوند یا حتی از آن خارج شوند، چون مونوریل بالاتر از سطح زمین ساخته می‌شود و فضای کافی برای فرار وجود ندارد. گاهی اوقات مسافران باید تا رسیدن قطار بعدی یا آتش‌نشانان منتظر باشند.

در برخی خطوط مدرن مونوریل این مشکل را با ساختن راه‌های فرار حل کرده‌اند اما مشکل همچنان در فاصله پله‌های فرار باقی است. قطارهای معلق هم این مشکل را با همراه کردن یک ایرکرافت aircraft تخلیه با مونوریل حل کرده‌اند. با این حال کارشناسان معتقدند هیچ‌یک از این   

راه‌حل‌ها اساسی نیست.

بررسي سيستمهاي مونوريل از نظر كاهش ميزان آلاينده هاي زيست محيطي( بويژه آلودگي هوا ):

در سالهاي اخير با توجه به گسترش و توسعه شبكه حمل و نقل شهري ، مصرف سوختهاي فسيلي در ناوگان حمل و نقل كه قسمت اعظم آن را تاكسي و اتوبوسها تشكيل ميدهد شهرهاي بزرگ با افزايش آلاينده هاي زيست محيطي بويژه آلودگي هوا روبرو بوده اند ومتاسفانه بدليل نبود تكنو لوژي مناسب ، ضعف اقتصادي ، مسائل سياسي ، اجتماعي ، مديريت غير اصولي و .... در بخش حمل و نقل بسياري از كشورها را با مشكلاتي از قبيل ترافيك ، آلودگي شديد هوا و در نهايت افزايش مخاطرات زيست محيطي راروبرو كرده است . سيستمهاي حمل و نقل در هر جامعه اي يكي از ار كان توسعه و پيشرفت مي باشد . از دير باز با رشد و توسعه جوامع ، گسترش و توسعه اين سيستمها به منظور جابجايي مسافر ، انتقال كالا ، كاربر دهاي نظامي و ... مورد توجه مردم بوده است . در حال حاضر انواع سيستمهاي حمل و نقل در مناطق شهري شامل تاكسي ، اتوبوس و ميني بوس ،مترو ، تراموا ، حمل و نقل ريلي سبك يا (Light Rail Transit) ، حمل و نقل ريلي سنگين Heavy Rail Transit)) ، سيستم هاي اتوماتيك هدايت شونده ( AGT ) مي باشند . و بطور كلي در شهر هاي بزرگ هيچكدام از سيستمهاي فوق به تنهايي جوابگوي جابجايي مسافرين ، انتقال مواد و كالا نيستند اكثر اين سيستمها بدليل نارسائي درفرايند احتراق ، نوع سوختهاي مصرفي با انتقاد روبرو بوده اند.
هدف : بررسي نقش مونوريل در آلودگي هوا روش تحقيق : در اين تحقيق كه بصورت تحليلي مي باشد ، سيستمهاي حمل و نقل و روشهاي نوين موجود از جمله سيستم مونوريل با تاكيد بر ملاحظات زيست محيطي بويژه مقايسه انتشار آلاينده هاي هوا در سيستمهاي موجود بررسي شده است . از نتايج مهم اين بررسي مي توان به موارد زير اشاره كرد : لزوم ارزيابي زيست محيطي قبل از انجام پروژه هاي حمل و نقل درون شهري بكار گيري انرژي مطمئن و پاك در شبكه حمل و نقل با را ه اندازي روشهاي نوين از جمله مونوريل و يا سيستمهاي مشابه  انتشار بسيار ناچيز آلاينده هاي هوا در سيستم حمل و نقل مونوريل

مونوریل  ( Monorail ):

امروزه مونوریل بعنوان یکی از سیستم های حمل و نقل انبوه مساقر با دارا بودن مزیتهای بسیار و بهره گیری از یک مسیر اختصاصی که عموما در ارتفاع قرار می گیرد، توجه صاحب نظران امر ترافیک را بعنوان راه حلی قابل طرح جهت رفع معضلات و مشکلات ترافیکی بخود معطوف نموده است.

انواع این سیستم از نظر نحوه ارتباط با مسیر حرکت به دو نوع تقسیم می شوند:

سوار بر ریل (Straddle)

آویخته از ریل (Suspended)

 

این سامانه را جهت بهره برداری در حمل و نقل انبوه مسافر می توان از نظر ظرفیت به سه گروه : Small , Medium ,Large طبقه بندی نمود.ظرفیت حمل این سامانه از 3000 تا 20.000 نفر در ساعت در جهت ثبت شده است. سامانه مونوریل را می توان در صورت نیاز با شیب تا 10% به مکانهای تجاری و یا ایستگاه های مترو متصل نمود.بدین شکل جابجایی مسافران در مسیرهای موجود بدون درگیری با ترافیک شهری و بشکل مکمل با سیستمهای حمل و نقل درونشهری از جمله مترو، پایانه های مسافربری و ... امکانپذیر می گردد.

همچنین انعطاف پذیری این سامانه برای ظرفیتهای پایین ( حدود 1000 نفر در ساعت در جهت ) و امکان حرکت بین دو مرکز جمعیتی ، بکارگیری آن بعنوان فیدر و یا شاتل ( رفت و برگشتی سریع ) بسیار مناسب نموده است.

از دیگر کاربردهای مونوریل بکارگیری آن برای مقاصد تفریحی و گردشگری می باشد.مشتریان این سامانه می تواند بسیار گسترده باشند ولی بطور مختصر می توان به شهرداری ها ; برای مسیرهای پر ترافیک;  فیدر و شاتل با مزیتهای توریستی ، شهرهایی با حاشیه های ساحلی و جزایری با مراکز تفریحی و گردشگری اشاره نمود.

 

 

تفاوت منوریل با قطار هوایی:      

 در بسياري از شهرهاي بزرگ جهان، ساليان درازي است زيرساخت هاي حمل ونقل گسترده اي براي بهبود وضعيت تردد در شهر استفاده مي شود. قطارهاي شهري که در مسيرهاي زيرزميني، هم سطح يا بالاتر از سطح زمين حرکت مي کنند، ترامواها و قطارهاي سبک، در کنار اتوبوس ها و تاکسي ها در جابه جايي و تسهيل مشکلات رفت وآمد در شهرها نقش دارند.در کشور ما نيز پس از سال ها تاخير، پروژه مهم قطار شهري تهران و حومه به اجرا درآمد و پروژه هاي احداث قطار شهري در شهرهاي بزرگي چون اصفهان، مشهد و اهواز درحال اجرا است. هرچند که حالا حالاها بايد منتظر بود تا اين شبکه هاي قطار شهري، تمام و کمال به سرانجام برسد تا بتوان با استفاده از آن به هر نقطه از اين شهرها سفر کرد، اما مشکلاتي که در سال هاي اخير بر اثر اختلاف سليقه هاي سياسي و نه کارشناسي بروز کرده، بهره برداري از مهم ترين راه حل تسهيل تردد شهري را مرتبا به تاخير مي اندازد.

 مسئله، مونوريل است داستان ورود مونوريل به ايران، زماني آغاز شد که شهردار وقت تهران در سفري خارجي، سيستم حمل ونقل مونوريل را پسنديد و به معاونانش پيشنهاد داد آن را براي اجرا در شهر تهران بررسي کنند. طي پنج سالي که از اين اتفاق گذشته، پرونده مونوريل روند پرفراز و نشيبي را پشت سر گذاشته است. مونوريل در ابتدا با حمايت شوراي شهر روبه رو شد و کار به جايي رسيد که اختلافاتي بين دولت وقت و شوراي شهر بر سر اين موضوع پديد آمد; اما با تغييرات سياسي در سال 1384 و همچنين، تغيير مديريت در شهرداري تهران، اوضاع کاملا تغيير کرد و شوراي شهر که مدافع پر و پا قرص مونوريل بود، به مخالفت با آن برخاست.در اين ميان، تنها نظر کارشناسان امور حمل و نقل بود که هيچکس به آن اهميت نمي داد. اکثريت قريب به اتفاق کارشناسان، مشخصات سيستم حمل و نقل مونوريل را مناسب کلان شهري چون تهران نمي دانستند و معتقد بودند اجراي آن در شهر تهران، به مشکلات ترافيکي نيز دامن مي زند.نگاهي به آمار استفاده از مونوريل در ديگر کشورهاي جهان، مي تواند کاربري هاي اين سيستم حمل و نقل را به خوبي مشخص کند. مونوريل، سيستم حمل و نقل معلق ريلي است که روي يک يا دو ريل حرکت مي کند. اين سيستم حمل و نقل انعطاف پذيري زيادي دارد و با جلوه هاي بصري فوق العاده اش، ابزاري مناسب براي گشت وگذار در اماکن تفريحي، گردشگري و تجاري است; به طوري که 42 درصد مونوريل هاي جهان در پارک ها و باغ ها و باغ وحش ها، پارک هاي هوشمند و مراکز تفريحي استفاده مي شود و 35 درصد نيز براي انتقال مسافران از فرودگاه به شهر، يا جابه جايي مسافران در مراکز خريد استفاده شده است.مونوريل به دليل ظرفيت اندک جابه جايي و استفاده از يک ريل، فضاي اندکي را اشغال مي کند و از آن مهم تر، اين که با استفاده از قطعات پيش ساخته بتوني، در زمان کوتاه تري در مقايسه با ديگر سامانه هاي ريلي راه اندازي مي شود. مونوريل ها معمولا 2 چرخ دارند; چرخ هاي بزرگ عمودي که وزن قطار را به ريل منتقل مي کنند و چرخ هاي کنترل جانبي که در دو طرف ريل قرار گرفته اند و حرکت آن را کنترل مي کنند.سيستم حمل ونقل مونوريل داراي 2 نوع کاربري سبک و سنگين است. کاربري سبک که عموما براي مراکز تفريحي استفاده مي شود، مي تواند در هر ساعت چهار هزار نفر را با سرعت متوسط 30 کيلومتر بر ساعت جابه جا کند. اما مونوريل هاي سنگين، مي تواند تا 10 هزار نفر را در ساعت با سرعت متوسط 80 کيلومتر بر ساعت جابه جا کند و از اين رو، در بعضي مناطق شهري که فضايي براي ساخت مترو و سامانه هاي کارآمد زيرزميني ندارند، به ياري سيستم حمل و نقل شهري آمده است. اما تنها 15درصد از مونوريل هاي جهان به طول شبکه 45 کيلومتر به حمل ونقل شهري اختصاص يافته اند.

 دردسرهاي مونوريل

 مونوريل در کنار مزاياي فوق، مشکلات خاص خودش را دارد. اولين مشکل مونوريل، ظرفيت پايين جابه جايي مسافر آن است. درحالي که سيستم هايي مانند مترو مي توانند تا 60 هزار نفر مسافر را در دو خط جابه جا کنند; مونوريل سبک تا 8هزار نفر و مونوريل سنگين تا 20 هزار نفر را مي تواند جابه جا کند.مشکل دوم، اين است که اغلب شبکه هاي مونوريل در جهان طول زيادي ندارند. دو سوم شبکه هاي مونوريل فعال کمتر از 5 کيلومتر طول دارند و اين، نشان دهنده آن است که تجربه ساخت مونوريل هاي طولاني چندان موفق نبوده است. از سوي ديگر، خطوط ريلي مونوريل قابل اتصال به يکديگر نيستند و نمي توان خطوط را به يکديگر متصل کرد.مشکل بعدي، هزينه فوق العاده گزاف ساخت مونوريل در مقايسه با ظرفيت جابه جايي است. ساخت هر کيلومتر مونوريل سبک، حدود 30 ميليون دلار و ساخت هر کيلومتر مونوريل سنگين، حدود 70 ميليون دلار هزينه در بر دارد; درحالي که ساخت هر کيلومتر مترو 50 ميليون دلار هزينه در بر دارد. اگر اين هزينه را با طول خط هاي مورد استفاده مقايسه کنيم، به سادگي متوجه مي شويم که هزينه تمام شده هر کيلومتر مونوريل به ظرفيت جابه جايي بسيار گران تر از مترو خواهد بود.

 

 تک ریل در شهر سیدنی استرالیا

 

 

 

 

[ شنبه بیستم اردیبهشت 1393 ] [ 17:25 ] [ حسین ولی پوری ] [ ]
آشنایی با المانهای ساندویچ پانل

مقدمه :

با توجه به وسعت کشور ایران و شرایط اقلیمی متفاوت در نواحی مختلف این سرزمین لازم است روشهای ساختمان سازی متناسب با ویژگیهای خاص منطقه ای تدوین و به مورد اجرا گذاشته شود . نظر به اینکه این کشور روی یکی از کمربندهای فعال زمین لرزه در جهان قرار دارد لذا ایجاد سازه های مقاوم و امن از اولویت خاصی برخوردار است . بررسی نیاز کشور به واحدهای مسکونی نشان می دهد که با توجه به بافت جوان نیروی انسانی هر ساله به حدود 600000 واحد مسکونی جدید نیاز هست که روشهای سنتی ساخت جوابگوی بخش محدودی از این نیاز می باشد . علاوه بر نیازهای جدید ، کیفیت ضعیف ساخت باعث استهلاک سریع ساختمانهای موجود شده که این امر باعث افزایش نیاز به ساختمان سازی جدید می شود ؛ همچنین به مقوله مقاوم سازی سازه های موجود نیز باید توجه لازم مبذول گردد . با توجه به نیازهای وسیع ذکر شده و لزوم بهبود کیفیت تولید ساختمان همانطور که در غالب کشورهای بزرگ نیز متداول است باید روشهای تولید صنعتی ساختمان بطور جدی مورد توجه قرار گیرد . یکی از این فنون مطرح شده در دو دهه اخیر استفاده از صفحات ساندویچی متشکل از دو لایه بتن مسلح با شبکه جوش شده و یک لایه پلی استایرن است که در برخی طرحهای ساخت مسکن در ایران به کار گرفته شده است . در این مقال سعی بر این بوده که بیشتر با ضوابط آئین نامه ای اجرای این نوع ساختمانها آشنا شویم و برای تکمیل بحث ، فیلم مستندی از نحوه اجرای عملـی چنین ساختمانهایی تهیـه و ضمیمه ایــن بحث کرده ایم . اگر توجه کافی به مجموعه ایـن پروژه شود متوجــه خواهیم شد کــه بعضی از بحث های آئین نامه ای بطورکامل در اجرا پیاده نمی شود که دلایل متعددی از جمله محدودیت های اجرایی و غیره دارد .

 

کلیات استفاده از پانلهای ساندویچی :

صفحات ساندویچی ( 3D ) از یک لایه پلی استایرن به ضخامت حداقل 4 سانتیمتر و دو شبکه میلگرد جوش شده در دوطرف این لایه تشکیل شده است . برای انتخاب عرض و ارتفاع پانلها استفاده از مدل 30 سانتیمتر توصیه می شود ( عرض های 90 – 120 – 150 سانتیمتر و ارتفاع 270 و 300 سانتیمتر ) ، وزن متوسط هر صفحه با اندازه 300 * 150 سانتیمتر و بدون بتن سبک بوده و به سادگی توسط یک کارگر قابل حمل و نصب می باشد و سرعت عمل در نصب نیز قابل ملاحظه است .

مقاومت صفحات در برابر آتش سوزی مناسب بوده و در جهت بهبود آن بکارگیری لایه مقاوم در برابر آتش سوزی توصیه می شود .

با توجه به وجود لایه عایق بتن ، بکارگیری این صفحات علاوه بر بهبود خاصیت عایق حرارتی و صوتی بودن دیوارها باعث سبک سازی بنا خواهد شد که جدا از کاهش حجم مصالح مصرفی باعث کاهش جرم ساختمان خواهد شد .

استفاده از این صفحات در پارکینگ ساختمانها ایجاد محدودیت نموده و لذا در شرایط لزوم تأمین پارکینگ در طبقات زیرین ساختمانها ، بکارگیری سیستم ترکیبی متشکل از اسکلت فلزی با بتن آرمه و صفحات ساندویچی به عنوان عامل جداکننده مورد توجه می باشد .

با توجه به اطلاعات بدست آمده از کشورهای اروپایی ، غالب ساختمانهای اجرا شده به این روش در حد یک یا دو طبقه بوده است . لذا طرح و اجرای ساختمانها با تعداد طبقات بیشتر نیاز به مطالعات ویژه داشته و در اینصورت مطالعات مهندس طراح باید پاسخگوی شرایط آئین نامه های معتبر باشد .

مزایای استفاده از پانلهای ساندویچی :

· سبکی دیوارهای ساخته شده از پانلهای ساندویچی در مقایسه با دیگر مصالح

· سرعت حمل و نقل و سهولت پانلهای ساندویچی در ارتفاع

· مقاومت زیاد در برابر نیروهای برشی ناشی از زلزله

· عایق در مقابل حرارت ، برودت ، رطوبت و صدا

· مقاوم در برابر آتش سوزی بعلت وجود قشرهای بتونی طرفین پانل ساندویچی

· نفوذناپذیری ساختمان در مقابل حشرات

· امکان حمل و بکارگیری پانلهای ساندویچی در مناطق صعب العبور جهت احداث ساختمان بدون نیاز به کارگران متخصص

· دستیابی به فضای مفید بیشتر بعلت ضخامت ناچیز دیوارهای پانل ساندویچی

· آزادی عمل در اجرای طرحهای متنوع به علت انعطاف پذیری قطعات پیش ساخته پانلهای ساندویچی

· صرفه جویی در هزینه پی سازی و اسکلت ساختمانهای بلندمرتبه بدلیل وزن اندک قطعات سقف و دیوار پانلهای ساندویچی

· صرفه جویی در هزینه تهویه مطبوع ساختمان در تابستان و یا زمستان بدلیل جلوگیری از تبادل حرارت و یا برودت و در نتیجه صرف انرژی کمتر

· افزایش عمر مفید ساختمان و دستگاههای تأسیساتی آن

· عدم نفوذ نسبی آلودگی صوتی و ایجاد آرامش برای ساکنین ساختمان در شهرهای بزرگ

· بازگشت سرمایه گذاری در امور ساختمان سازی در کوتاهترین زمان

· عبور دادن لوله های آب و فاضلاب و برق و تلفن به سادگی از زیر شبکه پانل و نصب چهارچوب دربها و کلاف فلزی پنجره ها قبل از بتن پاشی و کلاً اجرای تأسیسات ساختمان با کمترین هزینه

· عدم نیاز به کنده کاری و تخریب تأسیساتی دیوارها و سقف و در نتیجه عدم ایجاد نخاله های انباشته که صرفه جویی در هزینه و وقت را بدنبال دارد .

· پس از بتن پاشی طرفین پانلها با ضخامت حداقل 4 سانتیمتر ، پانلها بی نیاز از ملات گچ و خاک میباشد و با اجرای پلاستر گچ ( سفیدکاری ) ، دیوارها و سقف آماده برای نقاشی خواهد بود .

· حذف نعل درگاه در سیستم پیشرفته پانلهای ساندویچی .

· حمل و نقل پانلهای ساندویچی با هزینه اندک صورت می گیرد . بطور مثال یکدستگاه تریلر قادر است حدود 1000 متر مربع پانل سانویچی را حمل کند .

· استفاده از دیوار و سقف پانلهای ساندویچی در ساختمان سازی ، بهره وری مناسب آهن آلات مصرفی را موجب میگردد . بطور مثال باصرف 17 کیلوگرم در متر مربع فولاد بصورت مفتول و میلگرد می توان یک واحد مسکونی یک طبقه را بنا کرد .

بخش اول :

ضوابط بارگذاری ، تحلیل ، طراحی و مصالح

1-1- گستره

1-2- مشخصات مصالح

1-2-1- شبکه جوش شده و مفتولهای قطری

1-2-2- لایه عایق میانی

1-2-3- بتن پاشیدنی

1-3- بارگذاری و تحلیل

1-4- طراحی ساختاری ( سازه ای )

1-4-1- کلیات

1-4-2- مقاومت خمشی

1-4-3- مقاومت برشی

1-4-4- مقاومت در خمش و بار محوری همزمان

1-4-5- چگونگی فولادگذاری ، قرارگیری مفتولها و پوشش بتن

1-4-6- بازشوها

1-4-7- معیارهای تحلیل و طراحی در برابر آثار زمین لرزه

1-1- گستره

ضوابط این مجموعه معیارها ، صفحات ساندویچی ( 3D ) و سازه های متشکل از این صفحات را در بر می گیرد .

صفحات ساندویچی پیش ساخته که از این به بعد صفحه نامیده می شود از دو لایه شبکه فولادی جوش شده تشکیل شده است که در بین آنها یک لایه عایق از نوع پلی استایرن قرار گرفته و توسط اعضای قطری به یکدیگر متصل شده اند . مقاومت و انسجام این صفحات بوسیله مفتولهای قطری جوش شده به شبکه دو طرف تأمین می شود .

این صفحات پس از بتن پاشی یا بتن ریزی بعنوان دیوارهای باربر داخلی و خارجی ساختمان مورد استفاده قــرار می گیرند . سازه متشکل از صفحات ساندویــچی به سازه هایی اطلاق می شود که کلیه بارهای ثقلی و جانبی وارد بر آن توسط صفحات تحمل می شود . از این صفحات می توان بعنوان تیغه های غیر باربر الحاقی به سایر اجزای باربر نیز طبق ضوابط مربوط به دیوارهای جداکننده استفاده نمود .

1-2- مشخصات مصالح :

1-2-1- شبکه جوش شده و مفتولهای قطری

1-2-1-1- شبکه جوش شده ( مش ) با ماشین آلات تمام اتوماتیک ساخته شده و بایستی الزاماً با استانداردASTMA85 مطابقت داشته باشد .

1-2-1-2- مشخصات مفتول شبکه جوش شده و مفتول قطری باید مطابق الزامات ذکر شده در استاندارد ASTMA85 باشد .

1-2-1-3- مشخصات جوش مفتولهای قطری باید مطابق با الزامات ذکر شده در استاندارد ASTMA85 باشد .

1-2-1-4- در صورتیکه مقاومت جاری شدن مفتولهای بکاررفته در شبکه از 400 NPA فراتر رود باید تنش نظیر کرنش 5/3 در هزار در نظر گرفته شود .

1-2-1-5- شکل پذیری مفتولهای بکاررفته باید مطابق با الزامات بند 4-6 آئین نامه بتن ایران باشد .

1-2-1-6- در مناطق با شرایط محیط بسیار شدید و فوق العاده شدید طبق بند 8-2-9-2 آبا باید از مفتولهای قطری گالوانیزه استفاده کرد که مشخصات آن مطابق با استاندارد ASTMA797 باشد ، همچنین در صورت تشخیص مراجــع ذیصلاح می توان از شبکه جوش شده گالوانیزه استفاده کرد .

1-2-1-7- قطر اسمی مفتولهای شبکه جوش شده از 3 میلیمتر با گام 5/0 میلیمتر می باشد.

1-2-1-8- قطر مفتولهای قطری حداقل 3/0 میلیمتر می باشد .

1-2-2- لایه عایق میانی :

1-2-2-1- لایه عایق از فوم پلی استایرن منبسط شده تشکیل شده که دارای حداقل چگالی اسمی طبق استاندارد ASTMA78 می باشد .

1-2-2-2- لایه عایق پلی استایرن تحت آزمایش استاندارد ASTMA84 آزمایش می شود تا حراکثر پتانسیل گرمایی را دارا باشد .

1-2-3- بتن پاشیدنی ( شاتریک ) :

1-2-3-1- اجزای بتن پاشیدنی :

1-2-3-1-1- مشخصات کلی سنگدانه ها برای بتن پاشیدنی باید مطابق با مندرجات استانداردهای "دت 203 " و "دت 201 " دفتر امور فنی و تدوین معیارهای سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور باشد .

1-2-3-1-2- بــزرگترین انــدازه اســمی سنـگدانــه ها نبــاید از هیچ یک از مقادیر زیر تجاوز کند:

الف ) یک پنجم ضخامت فاصله آزاد بین شبکه جوش شده تا لایه عایق

ب ) سه چهارم حداقل فاصله آزاد بین شبکه جوش شده تا لایه عایق

تبصره – دانه بندی شماره 2 جدول 2-1 آئین نامه AC1506R-90 برای بتن پاشیدنی توصیه می شود .

در صورتیکه مهندس طراح پس از آزمایشهای گوناگون از یک نوع مصالح سنگی بتواند بتنی با مقاومت ، کارایی ، پمپ پذیری ، دوام و محصور شدن مناسب آرماتورها بسازد می تواند از آن مصالح نیز استفاده نماید .

1-2-3-1-3- استفاده از مصالح گردگوشه با درصد دانه سوزنی و پولکی به میزان حداکثر 10% درشت دانه توصیه می شود .

1-2-3-1-4- سیمان مصرفی در بتن پاشیدنی باید مطابق با شرایط بند 3-3 آبا باشد .

1-2-3-1-5- آب مصرفی در بتن پاشیدنی باید مطابق با شرایط بند 3-5 آبا باشد .

1-2-3-1-6- مواد افزودنی بکاررفته در بتن پاشیدنی باید با مندرجات بند 3-6 آبــا مطابقت داشته باشد .

1-2-3-2- طرح اختلاط :

1-2-3-2-2- مقدار نسبت آب به سیمان w/c بین 40/0 تا 55/0 می باشد .

1-2-3-2-3- حـداقل مقاومت مشخصه بتــن پاشیدنی مطابق بند 6-4-2 آبــا مشخص می گردد .

1-2-3-2-4- عیار سیمان در هر متر مکعب بتن پاشیدنی حداقل 350 بوده و حداکثر 500 می باشد .

1-2-3-2-5- روش بتن پاشی در این نوع سازه ها از نوع بتن پاشیدنی تر می باشد .

1-2-3-2-6- کارایی بتن پاشیدنی به گونه ای باشد که پمپ پذیری آن تأمین گردد . محدوده مناسب نشست بتن ( اسلامپ ) را می توان بین 40 تا 100 میلیمتر در نظر گرفت .

1-2-3-2-7- چگونگی اختلاط بتن ، عمل آوری و بتن پاشی در هوای سرد و گرم باید بر اساس مندرجات فصل هفتم آبــا صورت پذیرد .

1-2-3-2-8- زمان استفاده از بتن تازه به شرط تأمین کارایی حداکثر 90 دقیقه پی از اختلاط می باشد.

1-2-3-2-9- دمای محیط در زمان بتن پاشی حداکثر به 35 درجه سانتیگراد و حداقل به 5 درجه سانتیگراد محدود می گردد .

1-2-3-2-10- استفاده از مواد افزودنی باید مطابق با استانداردهای آبـــا باشد .

1-2-3-3- آزمایشهای بتن پاشیدنی :

1-2-3-3-1- بهترین روش آزمایش بتن پاشیدنی مغزه گیری می باشد .

بعلت محدودیت ضخامت بستن در این نوع سازه ها می بایست از نمونه مکعبی شکل ( چوبی یا فلزی به ابعاد حداقل 75*460*460 میلیمتر و یا نمونه 150*750*750 میلیمتر استفاده نمود . نمونه جهت آزمایش مقاومت فشاری و آزمایشهای دیگر از قبیل تخلخل ، وزن حجمی وغیره میباشد .

1-2-3-3-2- وضعیت پوشش میلگرد در نمونه های بند فوق بایستی مشابه شرایط اجرا باشد .

1-2-3-3-3- برای آزمایش مقاومت فشاری باید حداقل سه آزمایش که هر آزمایش شامل یک زوج نمونه مغزه گیری از قسمت بتن غیر مسلح وبرای سایر آزمایشها حداقل شش مغزه از قسمت بتن مسلح گرفته شود .

1-2-3-3-4- آزمایش مغزه ها باید مطابق "د ت 65" صورت پذیرد .

1- 2-3-3-5- ارزیابی نمونه های مغزه می بایست مطابق بند 6-6-5 آبا صورت پذیرد .

1-2-3-3-6- بمنظور ارزیابی کیفی بتن پاشیدنی میتوان از آزمایشهایی نظیر آزمایش چکش اشمیت ، بیرون کشیدن فولاد و نمونه گیری به شکل قالبهای استاندارد مکعبی یا استوانه ای و غیره مطابق با استانداردهای مربوطه استفاده کرد .

1-3- بارگذاری و تحلیل :

1-3-1- کلیه بارهای وارد به سازه بجز بارهای ناشی از زلزله باید براساس ضوابط استاندارد 519 ایران تحت عنوان "حداقل بار وارده به ساختمانها و ابنیه فنی" تعیین شوند .

1-3-2- در محاسبات زلزله با رعایت کلیه ضوابط ذکرشده ضریب رفتار حداکثر معادل 15 اختیار میشود .

1-3-3- اصول تحلیل سازه های صفحه ای و همچنین مشخصات مصالح ، مشخصات هندسی و مدل سازی آنها باید مطابق ضوابط بخش 3-10 آبا باشد .

1-4- طراحی ساختاری ( سازه ای ) :

1-4-1- کلیات :

طراحی اعضای ساختاری ( سازه ای ) در سیستم صفحه ای باید براساس مقررات آئین نامه بتن ایران ( آبا ) صورت گیرد مگر در موارد کمبود که صریحاً آئین نامه دیگری ذکر شده باشد .

1-4-2- مقاومت خمشی :

1-4-2-1- عملکرد ساختاری صفحات کف درصورت کفایت مفتولهای قطری بصورت ترکیبی کامل و بصورت دال یکطرفه خواهد بود .

1-4-2-2- در صورت عدم کفایت مفتولهای قطری برای تأمین شرایط بند فوق بایستی عملکرد مقطع با بهره گیری از تحلیل و محاسبات دقیق مشخص گردد .

1-4-2-3- طراحی خمشی براساس ضوابط فصل 11 آبا انجام می گیرد .

1-4-2-4- حداقل آرماتور مصرفی در صفحات سقف باید طبق بند 15-5-1-1 آبا تعیین شود .

1-4-3- مقاومت برشی :

1-4-3-1- مقاومت برشی صفحات دیواری باید طبق مقررات فصل 12 آبا تعیین شود . در این حالت ضخامت کل دیوار حداکثر باید معادل مجموع ضخامت لایه های بتنی دوطرف در نظر گرفته شود .

1-4-3-2- مقاومت برشی صفحات سقفی باتوجه به مشخصات هندسی ، تعداد ونوع اعضای قطری در صفحات طبق مقررات فصل 12 آبا محاسبه می گردد .

1-4-4- مقاومت در خمش و بار محوری همزمان :

1-4-4-1- مقاومت خمشی – محوری صفحات دیواری بایستی طبق مقررات فصل 16 آبا و باتوجه به عملکرد ترکیبی ، نیمه ترکیبی و یا غیر ترکیبی آنها محاسبه شود .

1-4-4-2- محدودیت میلگرد دیوارها طبق بند 16-4 آبا می باشد .

1-4-5- چگونگی فولادگذاری ، قرارگیری مفتولها و پوشش بتن :

1-4-5-1- چگونگی قرارگیری مفتولها در شبکه جوش شده و میلگردهای تقویتی باید مطابق با مقررات فصل 8 آبا صورت پذیرد .

1-4-5-2- مهار وصله آرماتورها و شبکه جوش شده طبق مقررات فصل 18 آبا می باشد .

1-4-5-3- پوشش بتنی روی شبکه جوش شده یا آرماتورها نباید کمتراز 18 میلیمتر باشد .

1-4-6- بازشوها :

1-4-6-1- در اطراف بازشوها باید فولاد تقویتی با سطحی معادل آرماتورهای قطع شده در هر جهت ، بصورت فولاد متمرکز در همان جهت قرار داده شود .

1-4-6-2- در هر دیوار صفحه ای سطح بازشوها نباید از یک سوم سطح کامل دیوار بیشتر باشد .

1-4-6-3- فاصله بازشوها تا انتهای دیوار باید حداقل 750 میلیمتر در نظر گرفته شود ؛ در غیر اینصورت باید تحلیل دقیق صفحات با منظور نمودن بازشوها انجام شود .

1-4-6-4- در صـورت بــهره گیری از تـــحلیل می توان مقادیر ذکــرشده در بندهای 1-4-6-2 و 1-4-6-3 را تغییر داد .

1-4-7- معیارهای طراحی در برابر آثار زمین لرزه :

1-4-7-1- حداقل مقاومت مشخصه بتن نباید از 20MPA کمتر باشد .

1-4-7-2- برای تأمین شکل پذیری لازم باید در محل برخورد دیوارهای باربر اصلی از کلافبندی قائم استفاده شود .

1-4-7-3- برای تأمین یکپارچگی و انسجام سقف باید کلافبندی افقی در بالای دیوارهای باربر اصلی تعبیه گردد .

1-4-7-4- کلافبندی های قائم و افقی باید به نحوی طراحی و تعبیه گردند که یک شبکه کلاف پیوسته فضایی تشکیل گردد .

1-4-7-5- در محل اتصال صفحه سقف به دیوار باید لایه عایق صفحات حذف و بتن ریزی انجام شود .

1-4-7-6- برای تأمین یکپارچگی و عملکرد جعبه ای سازه صفحه ای باید در محل اتصال صفحات دیواری به یکدیگر و صفحات دیواری به سقف از میلگرد دوخت استفاده گردد . تعداد و آرایش این میلگردها باید بر اساس آنالیز و یا آزمایشهای انجام یافته محاسبه گردد .

 

بخش دوم :

مسائل اجرایی – کنترل کیفی

2-1- مقدمه

2-2- حمل و نقل و نگهداری پانلها

2-3- اجرا و کنترل کیفی سیستم پانلی

2-3-1- اجرای شالوده

2-3-2- نصب پانلهای دیوار و اتصالات

2-3-3- نصب پانلهای سقف و اتصالات

2-3-4- بتن پاشی و بتن ریزی دیوارها و سقف ها

2-1- مقدمه :

مطالب این بخش شامل نگهداری صفحات ، ضرورتهای اجرایی و کنترل کیفی مختص نظام صفحه ای می باشد .

لازم به توضیح است که تمام دستورالعملهای اجرای سازه های بتن آرمه در این نوع سازه ها لازم الاجرا می باشد .

2-2- حمل و نقل و نگهداری صفحات :

2-2-1- صفحات باید در محیط های دور از تابش مستقیم اشعه خورشید و همچنین بارش باران و رطوبت با تغییرات حرارتی شدید نگهداری شوند .

2-2-2- صفحات نباید در معرض مواد آتش زا یا حرارت که باعث احتراق پلی استایرن گردد نگهداری شوند .

2-2-3- صفحات باید دور از مواد و شرایط محیطی خورنده فولاد و حلال پلی استایرن نگهداری شوند .

2-2-4- نگهداری صفحات روی یکدیگر باید به گونه ای باشد که جوش شبکه و مفتولها آسیب نبیند .

2-2-5- از بارگذاری و راه رفتن روی صفحات که باعث آسیب به شبکه جوش شده و مفتولهای قطری می گردد باید جلوگیری شود .

2-3- اجرا و کنترل کیفی نظام صفحات ساندویچی :

2-3-1- اجرای شالوده :

2-3-1-1- آرماتورهای انتظار شالوده ها باید در هر دو طرف داخل شبکه بندی قرار گرفته و به سمت شبکه جوش شده متمایل باشند .

2-3-1-2- برای تأمین پوشش داخلی آرماتورهای انتظار در پشت مسیر آنها باید بوسیله روشهای مناسب از جمله دستگاه دمنده حرارتی ( HEAT GUN ) ، لایه پلی استایرن در حدود 1 سانتیمتر ذوب شود تا حداقل پوشش 2 سانتیمتر تأمین گردد و پشت آرماتورها کاملاً با بتن پاشیدنی پر شود .

2-3-1-3- میلگردهای انتظار دیوارها باید حتماً از نوع آجدار باشد .

2-3-1-4- میلگردها در شناژ قائم باید تا کف شالوده ادامه پیدا کنند .

2-3-2- نصب صفحات دیوار و اتصالات :

2-3-2-1- در محل اتصال دو صفحه عمود بر هم آرماتورهای اتصال U شکل باید به صورتی روی هم قرار گیرند تا تشکیل خاموت بسته بدهند .

2-3-2-2- میلگردهای اتصال L ، U باید ترجیحاً بین شبکه جوش شده و لایه عایق قرار گرفته و به شبکه جوش شده بچسبند .

2-3-2-3- نحوه قرارگیری تار و پود شبکه اتصال ( مش تقویت ) دو صفحه باید به گونه ای باشد که حداکثر ضخامت بتن پوششی برای دیوار بدست آید .

2-3-2-4- در محل اتصال صفحات دیواری یا شالوده باید 5 سانتیمتر از پلی استایرن حذف شده و جای آن با بتن پر شود .

2-3-2-5- در محل بازشوها ( درب و پنجره ) باید پوشش 2 سانتیمتر بتن اطراف میلگردهای تقویتی دورتادور بازشوها کاملاً رعایت شود .

2-3-2-6- سیستم تأسیسات مکانیکی در سازه های صفحه ای ترجیحاً روکار باشد .

2-3-2-7- در صورت توکار بودن سیستم تأسیساتی ، لوله های آب باید از جنس پلیمری مناسب باشد .

2-3-2-8- بهتر است مسیر عبور لوله های تأسیسات قبلاً توسط اسپری یا ماژیک بر روی پلی استایرن نشانه گذاری شود ، سپس توسط روشهای مناسب ازجمله دمنده حرارتی مقداری از پلی استایرن در این ناحیه ذوب شود و لوله از داخل شیار عبور کند و به هیچ وجه نباید لوله های تأسیساتی باعث کاهش ضخامت بتن پاشیدنی شود .

2-3-2-9- در تمامی لوله های آب گرم در سیستم توکار باید پلی استایرن اطراف لوله به فاصله حدود 2 سانتیمتر برداشته شود بطوریکه لوله آب گرم باقشری از بتن دورتادور خود احاطه گردد .

2-3-2-10- محل اتصال مهارهای افقی و پانل بایستی حداقل سطح مقطع را اشغال کند تا ناحیه بدون بتــــن به کمترین مقـدار ممکن برسد . ( استفاده از مقطع دایره شکل توصیه می شود.)

2-3-2-11- باید همزمان با کار نصب تأسیسات ، نقشه اجرایی از تأسیسات توکار تهیه شود تا در صورت بروز مشکلات احتمالی ، محل و مسیر تأسیسات مشخص باشد تا در آینده تخریب اضافی صورت نگیرد .

2-3-3- نصب صفحات سقف و اتصالات :

2-3-3-1- نصب صفحات سقف ترجیحاً پیش از بتن پاشی دیوارها اجرا شود .

2-3-3-2- در قالب بندی سقف ها باید فاصله 2 سانتیمتری بین تخته قالب بندی و شبکه میلگرد جوش شده رعایت شود و به هیچ عنوان نباید قالب به شبکه میلگرد جوش شده بچسبد .

2-3-3-3- در وسط دهــانه تیــرها اجـرای خیز منفی به مقدار 200/1 طول دهانه توصیه می شود .

2-3-3-4- مجموعه داربست باید استحکام کافی جهت تحمل بارهای ثقلی سقف در حین اجرای بتن ریزی کلیه سطوح و همچنین نیروهای باد را داشته باشد .

2-3-4- بتن پاشی و بتن ریزی دیوارها و سقف ها :

2-3-4-1- در عملیات بتن پاشی به هیچ عنوان نباید به دلیل نصب قرنیز ضخامت بتن پایین دیوار کم شود . استفاده از قرنیز چوبی و نصب آن بعد از اتمام نازک کاری توصیه می شود .

2-3-4-2- در ساختن بتن ، پیمانه کردن وزنی مصالح ارجح است .

2-3-4-3- ساخت بتن با توجه به طرح اختلاط الزاماً باید توسط همزن های خودکار صورت گیرد و استفاده از روشهای دستی منع شده است .

2-3-4-4- مواد و مصالح برگشتی از عملیات بتن پاشی نباید مجدداً استفاده شود .

2-3-4-5- به علت ضخامت کم بتن در سازه های صفحه ای و تبادل حرارتی محیط با بتن ، می بایست توجه ویژه ای به محافظت و عمل آوری بتن شود . عمل آوردن باید بلافاصله بعد از پاشش آن آغاز شود .

2-3-4-6- در صورتیکه بتن از دستگاه بتن ساز تهیه می شود ، حداکثر باید در طول مدت 90 دقیقه مورد استفاده قرار گیرد ؛ این زمان برای شرایط آب و هوایی گرم ( دمای بالای 25 درجه ) ، 45 دقیقه است . برای بتن های خاص با مواد افزودنی یا پوزولان ، زمان های فوق مطابق با نوع و میزان آن مواد تعیین می شود اما در هیچ حالت این مدت ا ز 120 دقیقه پس از اختلاط نباید بیشتر شود .

2-3-4-7- عملیات بتن پاشی در شرایط آب و هوایی زیر متوقف می شود :

الف ) وزش بادهای شدید به نحویکه از اجرای مناسب بتن پاشی ممانعت کند یا باعث جدایی دانه ها و در نتیجه کاهش مقاومت شود ؛ طبعاً بتن پاشی در فضای درون ساختمان بدون اشکال خواهد بود .

ب ) درجه حرارت محیط ، شرایط بند 1-2-3-2-9 را ارضاء نکند .

ج ) باران باعث شسته شدن یا پوسته شدن سطح بتن پاشی تازه شود .

2-3-4-8- جــدول زیر حــداکثر مقدار اتلاف برگشت مصالح برای بتــن پـاشی را نشان می دهد .

سطــــــــــــــــــــح

درصد بــــازگشت مصالح

کف یا دالـــــــها

5 – 0

دیوارهای قائــــــم یا شیبــدار

10 – 5

کـــار بالای سر

20 - 10

2-3-4-9- در صورت امکان کل ضخامت دیوارها یک لایه پاشیده شود .

2-3-4-10- در جاهایی که یک لایه بتن توسط لایه دیگری پوشانده می شود ابتدا باید اجازه داد لایه کمی سخت شده سپس تمامی مصالح شل ، ناهمواری و زیادی و مصالح بازگشتی که به سطح کار چسبیده است توسط جاروب خراشیدن یا وسایل دیگر برداشته شود ؛ سپس سطح مزبور با جریان سریع هوا – آب که از نازل خارج می شود تمییز شود . در نهایت سطح کار باید بطور کامل توسط یک چکش نواخته شود تا مخلهای سست که ناشی از حفره های تشکیل شده از مصالح بازگشتی یا عدم پیوستگی بتن پاشی هستند مشخص شده و حذف گردند .

2-3-4-11- عدد اسلامپ کم باعث اتلاف بیش از حد مصالح شده و عدد اسلامپ بیشتر می تواند باعث روانی مصالح روی سطح یا ریزش مصالح گردد ؛ لذا محدوده اسلامپ مطابق بند 1-2-3-2-6 برای بتن پاشیدنی می باید رعایت شود .

2-3-4-12- به منظور توزیع یکنواخت بتن پاشیدنی و کاهش اثر گلوله شدن ، نازل تقریباً عمود بر سطح دیوار تا حدود 15 درجه قرار داده می شود و بطور محوری به صورت یکنواخت با یک رشته از حرکتهای بیضوی یا دایره ای شکل کوچک گردانده می شود .

2-3-4-13- حرکت نازل بصورت جلو به عقب زاویه برخورد را عوض می کند و باعث اتلاف مصالح می شود .

2-3-4-14- نازل هرگز نباید بیش از 45 درجه از سطح مورد نظر زاویه بگیرد . در صورتیکه نازل با زاویه خیلی بیش از عمود بر سطح قرار گیرد ، بتن پاشیدنی چین می خورد و ایجاد سطوح ناهموار و بافت موجی می کند . این کار علاوه بر ضایع کردن مصالح ، باعث تخلخل و غیر یکنواختی بتن پاشیده شده نیز می شود .

2-3-4-15- بتن پاشی هرگز نباید به کنج ختم شود .

2-3-4-16- زاویه نازل نسبت به سطح دیوار باید حدود 90 درجه باشد در غیر اینصورت مصالح بازگشتی افزایش و تراکم و مقاومت بتن تا حد محسوسی کاهش می یابد . در داخل کنجها پاشش روی نیمساز انجام می شود تا اتلاف مصالح و تخلخل به حداقل برسد .

2-3-4-17- فاصله بهینه نازل تا سطح مورد پاشش بین 50 تا 80 سانتیمتر می باشد . در صورتیکه فاصله از این مقدار بیشتر شود باعث افزایش مصالح بازگشتی و کاهش مقاومت و تراکم خواهد شد . در صورتیکه فاصله از این حدود کمتر شود باعث افزایش مصالح بازگشتی خواهد شد ولی کاهش تراکم و مقاومت را در پی نخواهد داشت . باید توجه داشت که در اثر این کاهش فاصله ، شخص بتن پاش در معرض اصابت ذرات بازگشتی می باشد .

2-3-4-18- به عنوان یک ارزیابی چشمی اگر بتن پاشیدنی روی شبکه میلگرد جوش شده بچسبد نشان دهنده دور بودن بیش از حد نازل و یا کم بودن سرعت آن است . جمع شدن تدریجی بتن در پشت شبکه نشان دهنده بتن پاشی صحیح می باشد .

2-3-4-19- بتن پاشی دیوار نباید از بالا به پایین صورت پذیرد ، این عمل تا حدود 60 تا 80 سانتیمتری از بالای دیوار ادامه یافته . عمل بتن پاشی از کنج دیوار و سقف به سمت پایین انجام می گیرد .

2-3-4-20- یک لوله دمنده هوا در طول عمل پاشش بایستی مورد استفاده قرار گیرد تا از انباشتگی مصالح روی سطوح جلوگیری نماید . در صورتیکه امکانات استفاده از این سیستم وجود نداشته باشد باید یک تخته چوبی یا یونولیت جلوتر از بتن پاشی حرکت کند تا مواد اضافی از بتن پاشی روی دیوار نچسبد .

2-3-4-21- مهارت فرد بتن پاش در کیفیت و مقاومت و تخلخل و تراکم بتن پاشیدنی بسیار موثر می باشد ، لذا باید قبل از شروع بتن پاشی به فرد پاشنده بتن آموزش لازم داده شود و سپس مورد آزمایش قرار گرفته و از نمونه های پاشیده شده توسط وی مغزه گیری و دیگر آزمایشات بعمل آید تا نحوه پاشیدن وی اصلاح گردد .

 

[ سه شنبه بیستم اسفند 1392 ] [ 16:15 ] [ حسین ولی پوری ] [ ]
دیوار برشی

با نیروهای جانبی مؤثر بر یک سازه ( در اثر باد یا زلزله ) به طرق مختلف مقابله می شود که اثر زلزله بر ساختمانها از سایر اثرات وارد بر آنها کاملا متفاوت می باشد . ویژگی اثر زلزله در این است که نیروهای ناشی از آن به مراتب شدیدتر و پیچیده تر از سایر نیروهای مؤثر می باشند . عناصر مقاوم در مقابل نیروهای فوق شامل قاب خمشی ، دیوار برشی و یا ترکیبی از آن دو می باشند . استفاده از قاب خمشی به عنوان عنصر مقاوم در مقابل نیروهای جانبی بخصوص اگر نیروهای جانبی در اثر زلزله باشند احتیاج به جزئیات خاصی دارد که شکل پذیری کافی قاب را تأمین نماید .این جزئیات از لحاظ اجرایی غالبا دست و پاگیر بوده و در صورتی می توان از اجرای دقیق آنها مطمئن شد که کیفیت اجرا و نظارت در کارگاه خیلی بالا باشد از لحاظ برتری می توان گفت که دیوار برشی اقتصادی تر از قاب می باشد و تغییر مکانها را کنترل می کند در حالی که برای سازه های بلند قاب به تنهایی نمی تواند در این زمینه جوابگو باشد . حال به ذکر چند نمونه از دیوارهای برشی می پردازیم :

 1-دیوار های برشی فولادی : بعضی مواقع ورقهای فولادی به عنوان دیوارهای برشی بکار می روند . برای جلوگیری از کمانش موضعی چنین دیوارهای برشی فولادی لازم است از تقویت کننده های قائم و افقی استفاده شود.

 2-دیوارهای برشی مرکب : دیوارهای برشی مرکب شامل : ورقها ی تقویت شده فولادی مدفون در بتن مسلح ، خرپاهای ورق فولادی مدفون در داخل دیوار بتن مسلح و دیوارهای مرکب ممکن دیگر ، که تماما با یک قاب فولادی و یا با یک قاب مرکب تؤام هستند می شود .

 3- دیوارهای برشی مصالح بنایی : از دیر زمان در ساختمانهای مصالح بنایی از دیوارهای مصالح بنایی توپر غیر مسلح استفاده می شده است ولی روشن شده است که این دیوارها از نقطه نظر مقاومت در مقابل زلزله ضعف دارند و لذا اکنون به جای آنها از دیوارهای برشی مسلح نظیر دیوارهای با آجر تو خالی و پر شده با دوغاب استفاده می شود . 4-دیوارهای برشی بتن مسلح : نوع دیگری از دیواهای برشی ، دیوارهای برشی بتن مسلح است که در این مقاله به آن می پردازیم. یکی از مطمئن ترین روشها برای مقابله با نیروهای جانبی استفاده از دیوار برشی بتن مسلح است . دیوار برشی به عنوان یک ستون طره بزرگ و مقاوم در برابر نیروهای لرزه ای عمل می کند و یک عضو ضروری برای سازه های بتن مسلح بلند و یک عضو مناسب برای سازه های متوسط و کوتاه می باشد . انواع دیوار برشی بتن مسلح : دو نوع دیوار برشی بتن مسلح وجود دارد :

1-دیوار برشی در جا  :در دیوار برشی در جا به منظور حفظ یکنواختی و پیوستگی میلگرد های دیوار ، به قاب محیطی قلاب می شوند .

2-دیوار برشی پیش ساخته : در دیوار های برشی پیش ساخته یکنواختی و پیوستگی با تهیه کلیه های ذوزنقه شکل در طول لبه های پانل و یا از طریق اتصال پانلها به قاب توسط میخهای فولادی صورت می گیرد . تأثیر شکل دیوار : تعبیه بال در دیوارها برای پایداری و شکل پذیری سازه بسیار مفید می باشد  .  نیروهایی که به دیوارهای برشی وارد می شوند :

 به طور کلی دیوار های برشی تحت نیروهای زیر قرار می گیرند :

1-نیروی برشی متغیر که مقدار آن در پایه حداکثر می باشد .

2-لنگر خمشی متغیر که مقدار آن مجددا در پای دیوار حداکثر است و ایجاد کشش در یک لبه ( لبه نزدیک به نیروها و فشار در لبه متقابل می نماید ) با توجه به امکان عوض شدن جهت نیروی باد یا زلزله در ساختمان ، کشش باید در هر دو لبه دیوار در نظر گرفته شود.

 3-نیروی محوری فشاری ناشی از وزن طبقات که روی دیوار برشی تکیه دارد .

توجه : در صورتی که ارتفاع دیوار برشی کم باشد ، غالبا نیروی برشی حاکم بر طراحی آن خواهد بود لیکن اگر ارتفاع دیوار برشی زیاد باشد لنگر خمشی حاکم بر طراحی آن خواهد بود . به هر حال دیوار باید برای هر دو نیروی فوق کنترل و در مقابل آنها مسلح گردد.

طراحی دیوار برشی در مقابل برش :

اگر Vu تلاش برشی نهایی در مقطع مورد طراحی باشد بر طبق آیین نامه ایران باید Vu=5υchd=φchd(fc)^0.5  تعیین نیروی برشی مقاوم نهایی بتن :

 الف- حالتی که دیوار تحت اثر برش یا تحت اثر تؤام برش و فشار قرار دارد Vc=υcbwd:

 ب- حالتی که دیوار تحت اثر برش و کشش فرار دارد : Vc=υc(1+Nu/(3Ag))bwd (A) در این رابطه کمیت Nu/Ag بر حسب ( N/mm^2 ) می باشد و Nuدر این رابطه منفی می باشد حال اگر محاسبه نیروی برشی مقاوم نهایی بتن ( Vc) با جزئیات بیشتر مورد نظر باشد آنرا برابر با کمترین مقدار به دست آمده از دو رابطه زیر در نظر گرفته می گیریم و Vc=1.65υchd + (Nud)/(5Lw) وVc=(0.3υc+(Lw(0.6υc+0.15Nu/(Lwh)))/(Mu/Vu-Lw/2))hd Nu

 نیروی محوری برای فشار مثبت و برای کشش منفی است چنانچه Mu/Vu-Lw/2 منفی باشد رابطه A بکاربرده نمی شود . نیروی برشی مقاوم نهایی Vc برای کلیه مقاطعی که در فاصله ای کمتر از کوچکترین دو مقدار Lw/2 و hw/2 از پایه دیوار قرار دارند برابر با مقاومت برشی مقطع در کوچکترین این دو مقدار در نظر گرفته می شود .

نیروی برشی مقاوم نهایی آرماتور ها (Vs) از رابطه زیر محاسبه می شود Vs = φsAvfy d/S2 Av  سطح مقطع آرماتور برشی در امتداد برش و در طول فاصله S2 می باشد چنانچه مقدار Av را در اختیار نداشتیم می توان Vs را از رابطه زیر به دست آورد  Vs=Vu-Vc سپس به کمک رابطه فوق Av را به دست می آوریم . برای تأمین برش مقاوم Vsعلاوه بر آرماتور های برش افقی Av آرماتور های برشی قائم نیز باید در دیوار پیش بینی شود آرماتور گذاری در دیوار مطابق زیر انجام می شود : چنانچه Vu=0.0025 فاصله میلگرد های (S2 ) از هم نباید از مقادیر زیر بیشتر باشد : ρn= 3h Lw/5 350سطح مقطع کل بتن در امتداد برش / سطح مقطع آرماتور برشی در امتداد عمود بر برش نباید کمتر از 0.0025 و یا کمتر از مقدار زیر در نظر گرفته شود : ρn=0.0025+0.5(2.5-hw/Lw)( ρh-0.0025) لزومی ندارد  ρn>ρh در نظر گرفته شود . طراحی دیوار برشی در مقابل خمش : چنانچه ارتفاع دیوار برشی بلندتر از دو برابر عمق آن باشد مقاومت خمشی آن مشابه تیری که آرماتور گذاری آن در لبه های آن متمرکز است محاسبه می شود .

مقاومت خمشی Mu یک دیوار برشی مستطیلی نظیر دیوار برشی این چنین محاسبه می شود : Mr=0.5AsφsFyLw(1+Nu/(AsφsFy))(1-C/Lw) در رابطه فوق : Mr مقاومت خمشی نهایی دیوار :Nu  نیروی محوری موجود در مقطع دیوار: As   سطح مقطع کل آرماتور های قائم دیوار Fy  : تنش تسلیم فولاد :  Qs  ضریب تقلیل ظریب فولاد Lw  : طول افقی دیوار مقدار C/Lw از رابطه زیر به دست می آید  C/Lw=(w+α)/(2w+0.85β1) مقدار β 1 از روابط زیر به دست می آید : Fc=55 N/mm^2 → β1=0.65، w=As/(Lwh)*(φsFy)/( φcfc) φs=0.85 φc=0.6 a=Nu/(Lw*h*φcfc) h  عرض دیوار : Fc  مقاومت فشاری بتن ابتدا با توجه به آرماتور های قائم حداقل که به علت نیازهای برشی در دیوار تعبیر شده اند ظرفیت خمشی مقطع را به دست می آوریم . همواره باید ظرفیت خمشی بزرگتر یا مساوی نیروی خمشی نهایی دیوار باشد.

 ( Mr>=Mu) چنانچه ظرفیت خمشی کمتر از نیروی خمشی دیوار به دست آید باید یا با کاهش فواصل یا افزایش قطر آرماتور های قائم مقدار As آنقدر افزایش یابد تا خمش بزرگتر از لنگر خمشی مقطع گردد . شکست برشی لغزشی : در شکست برشی لغزشی ، دیوار برشی به طور افقی حرکت می کند برای جلوگیری از این نوع شکست آرماتورهای تسلیح قائم که به طور یکنواختی در دیوار قرار گرفته اند مؤثر خواهد بود و تسلیح قطری نیز می تواند مؤثر باشد . در قسمت زیر انواع مودهای شکست یک دیوار برشی طره ای گفته شده است : الف ـ گسیختگی خمشی ب ـ شکست لغزشی ج ـ شکست برشی د ـ دوران پی دیوارهای برشی با بازشو ها: شکست برشی یک دیوار برشی با بازشو ها ، اگرچه می توان با به کار بردن مقدار زیادی خاموت باعث اتلاف انرژی شد اما نمی توان انتظار شکل پذیری زیادی از آن داشت بنابراین بهتر است در چنین شرایطی از تسلیح قطری استفاده کرد .

[ سه شنبه بیستم اسفند 1392 ] [ 16:13 ] [ حسین ولی پوری ] [ ]
بتن عبور دهنده نور(Litracon Light Transmitting Concrete ):
 

بتن عبور دهنده نور امروزه به عنوان يک متريال ساختماني جديد در مهندسي عمران با قابليت استفاده بالا مطرح است. اين متريال ترکيبي از فيبرهاي نوري و ذرات بتن است و مي تواند به عنوان بلوک ها و يا پانل هاي پيش ساخته ساختماني مورد استفاده قرار گيرد. فيبر ها بخاطر اندازه کوچکشان با بتن مخلوط شده و ترکيبي از يک متريال دانه بندي شده را تشکيل مي دهند. به اين ترتيب نتيجه کار صرفا ترکيب دو متريال شيشه و بتن نيست، بلکه يک متريال جديد سوم که از لحاظ ساختار دروني و همچنين سطوح بيروني کامل همگن است، به دست مي آيد.
فيبر هاي شيشه باعث نفوذ نور به داخل بلوک ها مي شوند. جالب ترين حالت اين پديده نمايش سايه ها در وجه مقابل ضلع نور خورده است. همچنين رنگ نوري که از پشت اين بتن ديده مي شود ثابت است به عنوان مثال اگر نور سبز به پشت بلوک بتابد در جلوي آن سايه ها سبز ديده مي شوند. هزاران فيبر شيشه اي نوري به صورت موازي کنار هم بين دو وجه اصلي بلوک بتني قرار مي گيرند. نسبت فيبر ها بسيار کم و حدود 4 درصد کل ميزان بلوک ها است. علاوه بر اين فيبر ها بخاطر اندازه کوچکشان با بتن مخلوط شده و تبديل به يک جزء ساختاري مي شوند بنابر اين سطح بيروني بتن همگن و يکنواخت باقي مي ماند. در تئوري، ساختار يک ديوار ساخته شده با بتن عبور دهنده نور، مي تواند تا چند متر ضخامت داشته باشد زيرا فيبر ها تا 20متر بدون از دست دادن نور عمل مي کنند و در ديواري با اين ضخامت باز هم عبور نور وجود دارد.
ساختارهاي باربر هم مي‌توانند از اين بلوک‌ها ساخته شوند. زيرا فيبر هاي شيشه اي هيچ تاثير منفي روي مقاومت بتن ندارند. بلوکها مي توانند در اندازه ها ي متنوع و با عايق حرارتي خاص نصب شده روي آنها توليد شوند.

اين متريال در سال 2001 توسط يک معمار مجار به نام «آرون لاسونسزي» اختراع شد و به ثبت رسيد. اين معمار زمانيکه در سن 27 سالگي در کالج سلطنتي هنر هاي زيباي استکهلم مشغول به تحصيل بود اين ايده را بيان کرد و در سال 2004 شرکت خود را با نام لايتراکان تاسيس کرد و با توجه به نياز و تمايل جامعه امروز به استفاده از مصالح جديد ساختماني، از سال 2006 با شرکت هاي بزرگ صنعتي به توافق رسيده و توليد انبوه آن به زودي آغاز خواهد شد.

لايتراکان،،بتنعبوردهندهنورلايتراکان،،بتنعبوردهندهنورموارد کاربرد
ديوار: به عنوان متداول ترين حالت ممکن اين بلوک مي تواند در ساختن ديوارها مورد استفاده قرار گيرد. به اين ترتيب هر دو سمت و همچنين ضخامت اين متريال جديد قابل مشاهده خواهد بود. بنابر اين سنگيني و استحکام بتن به عنوان ماده اصلي «لايتراکان» محسوس تر مي شود و در عين حال کنتراست بين نور و ماده شديدتر مي شود. اين متريال مي تواند براي ديوارهاي داخلي و خارجي مورد استفاده قرار گيرد و استحکام سطح در اين مورد بسيار مهم است. اگر نور خورشيد به ساختار اين ديوار مي تابد قرار گيري غربي يا شرقي توصيه مي شود تا اشعه آفتاب در حال طلوع يا غروب با زاويه کم به فيبر هاي نوري برسد و شدت عبور نور بيشتر شود. بخاطر استحکام زياد اين ماده مي توان از آن براي ساختن ديوار هاي باربر هم استفاده کرد. در صورت نياز، مسلح کردن اين متريال نيز ممکن است، همچنين انواع داراي عايق حرارتي آن نيز در دست توليد است.
پوشش کف: يکي از جذاب ترين کاربرد ها، استفاده از «لايتراکان» در پوشش کف ها و درخشش آن از پايين است. در طول روز اين يک کف پوش از جنس بتن معمولي به نظر مي رسد و در هنگام غروب آفتاب بلوک هاي کف در رنگهاي منعکس شده از نور غروب شروع به درخشش مي کنند.
طراحي داخلي: همچنين از اين نوع بتن عبور دهنده نور مي توان براي روکش ديوار ها در طراحي داخلي استفاده کرد به صورتي که از پشت نور پردازي شده باشند و مي توان از نور هاي رنگي متنوع براي ايجاد حس فضايي مورد نظر استفاده کرد.
کاربرد در هنر: بتن ترانسپارانت براي مدتها به عنوان يک آرزو براي معماران و طراحان مطرح بود و با توليد لايتراکان اين آرزو به تحقق پيوست. کنتراست موجود در پشت متريال تجربه شگفت آوري را براي مدت طولاني در ذهن بيننده ايجاد مي کند. در واقع با نوعي برخورد سورئاليستي محتواي درون در ارتباط با محيط پيرامون قرار مي گيرد و به اين ترتيب بسياري از هنرمندان تمايل به استفاده از اين متريال در کارهاي خود دارند. به طور کلي با پيشرفت هاي تکنولوژيکي و ارائه خلاقيت طراحان و مجسمه سازان با ابزار هاي مختلف، پتانسيل و قابليت بتن توسط هنرمندان گوناگون در تمام جهان مورد استفاده قرار گرفته است.

بلوکها
مسلح کردن بلوک بتني عبور دهنده نور: در صورت نياز به مسلح کردن اين بتن شيار هايي در داخل آن تعبيه مي شوند. در حين ساختن ديوارها ميلگرد ها بصورت عمودي يا افقي در اين شيار ها قرار مي گيرند و فيبر هاي اپتيکي بخاطر خاصيت انعطاف پذيري خود در اطراف ميلگردها جمع مي شوند و به اين ترتيب ميلگرد ها ديده نمي شوند. از اين روش بصورت موفقيت آميزي در چند پروژه و طراحي نمايشگاه استفاده شده است.
رنگها و بافت ها: با توجه به رنگ خاکستري متداول بتن معمولي، لايتراکان داراي رنگهاي متنوعي است و بافت سطوح بيروني آن نيز مي تواند متنوع باشد، به گونه اي که بلوکهاي متنوع در کنار هم قرار گيرند و يک ساختار واحد را به وجود آورند.
توزيع فيبرها: اندازه و ترتيب فيبر ها در هر بلوکي مي تواند متفاوت باشد و اين ترتيب قرار گيري مي تواند کاملا منظم يا کاملا ارگانيک مانند مقطع چوب باشد.

مشخصات تکنيکي
ترکيبات:
· بتن و فيبر اپتيکي.
· ميزان فيبر حد اکثر 5 درصد کل بلوک.
· عبور 3درصد نور تابيده از هر 4 درصد کل فيبر موجود.
· چگالي 2400~2100 کيلوگرم بر سانتيمتر مکعب.
· مقاومت فشاري 49 نيوتن بر ميلي متر مربع در بدترين حالت و 56 نيوتن بر ميلي متر مربع در بهترين حالت.
· مقاومت خمشي معادل 7/7 نيوتن بر ميلي متر مربع.

اندازه بلوکها:
· ضخامت mm 500~25
· عرض حداکثرmm 600
· ارتفاع حد اکثر mm 300

لامپ لايترا کيوب Litracub Lamp
يکي از محصولات موفق لايتراکان در زمينه طراحي، لامپ لايترا کيوب است که در آن بلوکها با قرار گيري روي هم مکعبي را تشکيل مي دهند که منبع نور در داخل آن قرار دارد و نور با عبور از بتن به بيرون ساطع مي شود.
به اين ترتيب اين ماده جديد مي تواند در عرصه هاي مختلف طراحي و همچنين در ايجاد فضاهاي پويا .و انعطاف پذير داخلي .بسيار مورد استفاده قرار گيرد

[ پنجشنبه هشتم اسفند 1392 ] [ 23:22 ] [ حسین ولی پوری ] [ ]
سیمان و انواع ان:

 

سیمان

سيمان گردی است نرم، جاذب آب و اينکه قابليت به هم چسباندن ذرات را به يکديگر به وجود می آورد که در نتيجه جسم صلب و يکنواختی را پديد می آورد. براين اساس سيمان ترکيبی است از اکسيد کلسيم (آهک) با ساير اکسيدها نظير اکسيد آلومينيوم اکسيد سيليسم، اکسيد آهن، اکسيد منيزيم و اکسيدهای قليائی که ترکيبی با آب را دارا می باشد و در مجاورت با هوا و همچنين در زير آب به تدريج سخت می گردد و دارای مقاومت بالائی می شود به طوريکه در زمانی حدود ٢٨ روز که در زير آب باشد دارای مقاومتی حداقل ٢٥٠ کيلو گرم بر سانتی متر مربع می گردد

 

انواع سيمان پرتلند

نوع I

در مواردی به کار می رود که هیچ گونه خواص ویژه مانند سایر انواع سیمان مورد نظر نیست. برای بتن ريزی در ساختمان های بتنی،پل ها، مخازن آب، لوله های آب و غيره ... درشرايط عادی (آب و هوای مناسب و معتدل)

 

نوع II

برای استفاده عمومی و نیز استفاده ویژه در مواردی که گرمای هیدراتاسیون متوسط مورد نظر است برای مواردی كه خطر حمله ضعيف سولفات ها موجود بوده و اين امر احتمالاً مشكلاتی ايجاد خواهدكرد. مثلاً برای سازه های زهكش فاضلاب ، رویها و يا محيط های كم سولفات است. 

در بتن ريزی در هوای گرم مناسب است و درسازه هایی كه بایستی حرارت زایی سيمان كم باشد مانند پايه پل های بزرگ، لوله ها و ديوارهای حایل بزرگ استفاده می شود. در محل هايي كه خط حمله سولفات ها و كلرايدها به صورت همزمان مطرح باشد (مانند سواحل جنوبي ايران)استفاده می شود.

نوع III

سرعت گيرش و سخت شدن اين نوع سيمان به دليل ريزتر بودن دانه های آن و بيشتر بودن سه كلسيم سيليكات درتركيب آن نسبت به ساير سيمان ها که باعث حرارت آبگيری (در زمان هيدراتاسيون) بيشتری می شود استفاده در بتن های حجيم گاه باعث افزايش حرارت تا 100 درجه سانتی گراد می شود، كه باعث خرابی بتن خواهد شد. اين سيمان زودگير است.

برای استفاده در مواقعی که مقاومت های بالا در کوتاه مدت مورد نظر است درمواردی كه نياز به كسب مقاومت سريع و برداشتن قالب يا جلوگيری از يخ زدن بتن تازه درموقعی كه درجه حرارات هوا كمی كمتر از صفر درجه سانتی گراد باشد، ازآن استفاده می شود.

سرعت سفت و سخت شدن اوليه آن شبيه سيمان پرتلند معمولی است، اما پس از سفت شدن اوليه، سرعت كسب مقاومت بتن بيشتر می شود.

کاربرد فراوان در ساخت قطعات پيش ساخته و پيش تنيده در كارگاههای كه از قالب لغزنده در هوای سرد استفاده می گردد .

نوع IV

حرارت آبگيری كمتری دارد. برای ساخت بتن های حجيم مانند سدها كاربرد فراوان دارد آهنگ افزايش مقاومت اين سيمان كند تر از سيمان پرتلند معمولی است ولی درمقاومت نهایی بی اثر است.

در هوای گرم و در دماي بيش از 40 درجه استفاده می گردد برای جلوگیری از ايجاد اتصال سرد می توان از اين نوع سيمان استفاده نمود .

نوع  V

در مواقعی که مقاومت زیاد در مقابل سولفات ها مورد نظر باشد از این نوع سیمان استفاده می شود.

نسبت به ساير سيمان ها دارای تركيبات آلوميناتی كمتری است و باعث جلوگيری ازتشكيل سولفات آلومينات كلسيم می شود.

اين ماده معمولاً ازتركيب شيميایی سولفات های مجاور بتن با آن بوجود آمده و باعث يك افزايش حجم2/2درصدی نسبت به تركيب های سازنده اوليه آن و درنتيجه منجر به ترك خوردگی دربتن می شود.

نمک ها كه اثربيشتری روی بتن دارند معمولاً سولفات های منيزيم و سديم می باشند. تأثير سولفاتها بر بتن دراثر تر و خشك شدن بتن تشديد می گردد. اين مورد به خصوص در قسمت هایی از بتن كه درمعرض جزر و مد قرار می گيرد و درسازه های دريایی مشاهده شده است. اين سيمان نسبت به ديگر سيمان های پرتلند تيره تر است. زمان گيرش آن ديرتر ازسيمان معمولی است.

نكات

1- درمواردی كه ميزان سولفات های مجاور بتنی خيلی زياد باشند، تنها استفاده از اين سيمان كافی نبوده و بايد از تدابیر ديگری از قبيل قيروگونی كردن سطح بتن يا ساير روش های عمل آوردن سطح بتن استفاده شود.

2- درمجاورت محيط های حاوی كلر، مثلاً درمجاورت آب دريا كه هم حاوی سولفات و هم كلرور است حفاظت كمتری را براي ميلگردها ايجاد می كند.

انواع ديگر سيمان

1_ سيمان روباره ای ضد سولفات

2_ سيمان دیرگير

3_ سيمان پرآلومين (سيمان برقی- مقاومت يك روزه معادل مقاومت 28 روزه معمولی- مقاوم به سولفات)

4_ سيمان پوزولان دار

*در برابر عوامل شيميايی مقام تر است و حرارت زایی آن كمتر است .

*كندگير شونده و نسبتاً ارزان تر است و به همين دليل در كارهای عمومی استفاده بيشتری دارد

* در بتن ريزهای حجيم استفاده می شود .

*برای سخت شدن نيازی به هوا ندارد و يك نوع سيمان آبی محسوب می شود .

سیمان سفید

برای استفاده در سطح ساختمان ها و مواقعی که استفاده از سیمان های بدون رنگ با مقاومت های بالا مورد نیاز باشد. از این سیمان در تولید انواع سیمان های رنگی استفاده می شود.

سيمان رنگی

مقدار رنگ مصرفی درسيمان های رنگی حدود 5 تا 10 % وزن سيمان است.برای رنگ های قرمز و زرد از اكسيدآهن و برای رنگ های سياه و قهوه ای  از اكسيد منگنز، برای رنگ سبز ازاكسيد كرم، برای رنگ آبی، ازاكسيد كبالت، برای رنگ سرمه ای ازاولترامارين، براي رنگ زرد از گل اخرا استفاده می شود.

 

 

[ پنجشنبه هشتم اسفند 1392 ] [ 23:20 ] [ حسین ولی پوری ] [ ]